تب جام‌جهانی و هجوم کمپین‌ها! [2]

قسمت دوم: کمپین‌های خارجی

پانته‌آ کماسی

 

از کمپین‌های ایرانی گفتیم و نوبتی هم باشد، نوبت کمپین‌های خارجی‌است. بد نیست گوشه‌ی ذهن داشته باشیم که کمپین‌های غیرایرانی در زمان جام‌جهانی برای خاص بودن چه می‌کنند و بر کدام موج سوار می‌شوند.‌

تبلیغات دیجیتال با محوریت جام‌جهانی، از سال 2002 فراگیر شد و نایکی و آدیداس، جزو اولین برندهایی بودند که به این زمینه ورود کردند و با خلاقیت‌شان جاودان شدند. هرسال تعداد برندهایی که به این نوع تبلیغات ورود می‌کردند بیش‌تر شد تا رسیدیم به امروز و این دوره، جام‌جهانی 2018، پر کمپین‌ترین جام‌جهانی عصر حاضر.

 

طبق معمول برندهای ورزشی چون نایکی و آدیداس که از سرمایه‌گذاران بزرگ و بی‌رقیب فوتبال در دنیا هستند، ویدیوهای تبلیغاتی پرستاره‌ای ساختند؛ انتخابی درست برای دو کمپانی سرمایه‌دار، که می‌دانند هزینه‌ی بالای تبلیغات و حتی بیش‌تر از آن، به سمتشان بازمی‌گردد. 

 

 

Adidas: Creativity is the answer

ویدیو با صحنه‌ی یک مسابقه بوکس پر تماشاچی و یک رینگ بزرگ شروع می‌شود. دوربین از روی چهره‌ی چند بوکسور معروف به‌علاوه‌ی مسی فوتبالیست معروف گذر می‌کند. مجری مسابقه چالش جالبی را مطرح می‌کند و می‌گوید: سازندگان! دنیا از شما یک جواب می‌خواهد؛ به ما جواب بدهید! (اشاره به کسانی که تولیدکننده‌ی ادوات ورزشی‌اند) و خودش ادامه می‌دهد: جواب خلاقیت است! و دوربین روی مدل جدید کفش‌های آدیداس زوم می‌کند. یک جمله‌ی ساده و یک جواب مستقیم، به چالش کشیدن دیگر سازنده‌ها و حریف‌تراشی به‌جا و مناسب، با بهره گرفتن از چهره‌های معروف ورزشی و غیرورزشی زیادی چون دیوید بکهام، زیدان، دخئا، اوزیل، محمد صلاح و خواننده معروف فارل ویلیامز و...! تعداد چهره‌ها آن‌قدر زیاد است که احتمالا با یک‌بار دیدن ویدیو همه را شناسایی نمی‌کنید؛ همان‌طور که پیش‌تر گفته شد، استفاده از چهره‌های معروف برای تبلیغات و کمپین‌ها، متعاقبا هزینه‌ی زیادی را درپی دارد و فقط برای برندهای بزرگی چون آدیداس و ...، بازده مناسب دارد.

 

 

Nike: Vai na brasileiragem 

برو برزیل! در این دوره نایکی تصمیم گرفت تنها تیزر و کمپین مربوط به جام‌جهانی‌اش را اختصاص دهد به تیم‌ملی برزیل و عنوان کمپین را "برو برزیل" بگذارد. نایکی یک‌بار دیگر هم این‌کار را در سال 1998 انجام داده بود. ستارگان آن زمان تیم‌ملی برزیل کسانی چون رونالدو و کافو بودند. تبلیغ سال 2018 در کنار ارجاعی که به ویدیو سال 1998 دارد، نشان می‌دهد که فوتبال، تا کجا در عمق زندگی روزمره‌ی برزیلی‌ها نفوذ کرده‌است و با هر سن و سال و جنسیتی، چگونه به فوتبال عشق می‌ورزند؛ هرلحظه تمرین می‌کنند و چه تعصبی روی برد تیم خود دارند. تا جایی که حتی یک پسربچه به تصویر وارد می‌شود و به تیمش می‌گوید ما برزیلی هستیم؛ از جان بازی می‌کنیم چون پیراهن‌مان پیشینه و تاریخ دارد! 

یک تبلیغ حمایتی از تیم یک بازار هدف بزرگ و درگیر کردن احساسات یک ملت با نزدیک شدن به آن‌ها؛ یک شرکت فروش لوازم ورزشی چه چیزی بهتر از کشوری پر از عاشقان فوتبال می‌خواهد؟ 

 

 

 

Bwin: Who stole the cup

Bwin بزرگ‌ترین سایت شرط‌بندی فوتبالی محسوب می‌شود و تابه‌حال حمایت مالی چند تیم باشگاهی معروف از جمله بایرن مونیخ و رئال مادرید را به‌عهده داشته‌است. "چه کسی جام را دزدیده" نام ویدیوی پرستاره‌ی Bwin است؛ نه ستاره‌های عادی، ستاره‌هایی که نسل‌های متمادی از آن‌ها خاطره دارند و حسابی برای همه آشنا و نوستالژیک‌اند. کسانی مثل کافو، مارادونا، افن‌برگ و دل‌بوسکه! زمان این ویدیو تبلیغاتی نسبتا طولانی‌ست، اما تضمین می‌کنم که میخ‌کوب تا آخر ویدیو را نگاه می‌کنید و دنبال بقیه‌اش هم خواهید گشت. در این 2،3 دقیقه از تکنیک‌های سینمایی حرفه‌ای استفاده شده و شما احساس می‌کنید که دارید تبلیغ یک فیلم بزرگ را تماشا می‌کنید: فیلم جام‌جهانی! یک خط داستانی جذاب و ارجاعات جالب، استفاده از تصاویر بزرگ‌ترین ستاره‌ها و کمال بصری در این ویدیو، آن را تبدیل به یکی از پر بازدیدترین ویدیوهای جام‌جهانی 2018 کرده‌است. 

این سایت شرط بندی، قالب مرموز حدس زدن و شرط بندی را هم در چهارچوب ویدیو حفظ کرده است که این مهم باعث می‌شود بیش‌از پیش به خلاقیت و کاربلدی طراح ویدیو پی ببریم. هم‌چنین این ویدیو با توجه به اتفاقاتش، احتمالا پرهزینه‌ترین ویدیوی ساخته شده حول محور جام‌جهانی هم هست!

 

 

کوکاکولای معروف، همراه همیشگی 

کوکا برای این دوره از جام‌جهانی دو ویدیو ساخت که یکی از آن‌ها را قبل از شروع جام و دیگری را هم‌زمان با شروع جام‌جهانی پخش کرد. در ویدیو اول، بطری‌های کوکاکولا مانند سربازان وظیفه‌شناس داخل کارخانه به‌صف شده‌ و ایستاده‌اند. یکی از مسئولین کارخانه برای آن‌ها سخنرانی می‌کند و می‌گوید: ما در غم و شادی، در خاطرات خوب و بد و در هر شرایطی، همراه مردم بودیم. ممکن است بشکنید، له شوید یا بیافتید، اما وظیفه شما همراهی و تغییر دادن این لحظات است. در پایان سخنرانی خط تولید مجددا به‌کار می‌افتد. 

 

تشبیه کردن شیشه‌های معروف‌ترین نوشابه‌ی دنیا، به سربازانی وظیفه‌شناس که می‌روند تا حال خوب پخش کنند و در هر شرایطی هوای هم‌راهانشان را داشته باشند. باید در برابر فشار و شکستگی‌ها محکم باشند چون هدف‌شان والاست. 

 

در دومین تبلیغ می‌بینیم که جام‌جهانی شروع شده‌است و مردم برای خریدن کوکاکولا و نوشیدن آن حین تماشای مسابقه فوتبال از خانه بیرون می‌روند و از تلویزیون بیرون می‌شنوند که تیم محبوبشان گل خورده‌است و ناراحت می‌شوند. این‌جا کوکا، طیف جدیدی از رفتار با مشتری را رو می‌کند که اتفاقا در نوع خودش بسیار هم جالب است. در تبلیغ خطاب به بقیه گفته می‌شود: تو چهارسال وقت داشتی!

 

طیف سرزنش ملایم مشتریان، برای این‌که با تمام چهارسال وقتی که داشته‌اند، زمان نامناسبی را برای خریدن نوشیدنی همراه بازی انتخاب کرده‌اند.به‌نظرم کوکا جزو انگشت‌شمار برندهاییست که آن‌قدر فراگیر شده حتی می‌تواند مخاطبانش را سرزنش کند و یادشان بیاندازد برای خریدن محصولش دیر نکنند! البته کوکا برای همراهی با جام‌جهانی به ساختن تبلیغات ویدیویی بسنده نکرده و مانند دیگر روی‌دادهای مهم، برای جام‌جهانی هم شیشه‌هایی با طرح و رنگ پرچم کشورهای مختلف طراحی کرده‌است.

 

 

 

از هشتگ‌ها چه‌خبر؟

 

نکته‌ی جالبی که در این بررسی‌ها متوجه شدم، این است که در این کمپین‌های دیجیتال، از هیچ‌گونه هشتگی استفاده نشده‌است و با این‌حال در سرتاسر جهان، با هشتگ‌های عادی و خودجوش مانند #adidasworldcup2018، از اتفاقات و ایده‌های این برندها با تحسین هرچه تمام‌تر صحبت می‌شود و حسابی فراگیر شده‌اند. 

 

چنین برندهایی مدت‌هاست که راه خود را ساخته و هم‌وار کرده‌اند؛ برای تبلیغات ایده‌پردازی می‌کنند، به بهترین حالت ممکن ایده را اجرایی می‌کنند و بقیه کار را به مخاطبان‌ وفادارشان می‌سپرند و نظاره می‌کنند؛ تابه‌حال هم بازخورد بسیار فراگیر و خوبی داشته‌اند. 

 

سوال این‌جاست که چه اتفاقی برای یک برند می‌افتد که تبدیل به نایک، آدیداس یا کوکاکولا می‌شود؟ آیا این برندها از اول کارشان هم با همین خیال آسوده فقط طراحی و اجرا کرده‌اند؟ یا برای مثال وب‌سایت Bwin؛ یک وب‌سایت شرط بندی در بریتانیا که درحال‌حاضر آن‌قدر معروف و سرمایه‌دار است که از چند تیم باشگاهی معروف در سطح جهانی حمایت مالی می‌کند، از کجا شروع کرده و چگونه به این مرحله رسیده‌است؟

 

ایده‌ی خوب، صرفا بخش اولیه‌ی ماجراست و اجرایی کردن آن صحبت دیگریست. شما باید بدانید بازار هدف‌تان دقیقا چه کسانی هستند و سعی کنید با برنامه‌ریزی درست، روی آن‌ها تاثیر بیش‌تری بگذارید و در عین‌حال نسبت به اتفاقات، انعطاف‌پذیر باشید. 

 

یک برند یا مجموعه زمانی می‌تواند به موفقیت دست یابد که درکنار تولید محصول با کیفیت یا ارائه خدمات خاص و عالی، تا جایی که می‌تواند با بازار هدف از نزدیک روبه‌رو شود. شما نماینده برندتان هستید، پس سعی کنید در این بازار اشباع شده، برای برندتان یک شخصیت خاص بسازید.

 

مربع کوچک ارزشمند

هشتگ‌ها؛ چرا و چگونه؟

پانته‌آ کماسی

تابه‌حال شده در شبکه‌های اجتماعی وقتی دنبال یک کلمه خاص یا یک برند می‌گردید، سردرگم شوید و آن‌قدر به نتایج بی‌ربط و مختلف برسید که در نهایت بی‌خیال ماجرا شوید؟ این‌جاست که هشتگ‌ها به داد نوع بشر می‌رسند و یک مربع کوچک، کلیدی‌ترین نقش را برای کلمه بعدی‌اش ایفا می‌کند. در فضای آنلاین مهم‌ترین بخش، آنالیز کلمات کلیدی و سودمند است. در شبکه‌های اجتماعی و موتورهای جستجوگر، هشتگ‌ها به آنالیز، تجزیه و دسترسی راحت‌تر کاربران به یک موضوع خاص کمک بسیاری می‌کنند. 

پیش از این، به طور مفصل در "چطور هشتگ‌های بهتری بسازیم"، از این که هشتگ ها اصلا چه هستند و چگونه ساخته و پرداخته می‌شوند، صحبت کرده بودیم. پس از این‌که کمپین‌های تبلیغات دیجیتال مربوط به جام جهانی را بررسی کردیم و در عین این‌که هشتگ‌های فوق‌العاده دیدیم، ایراداتی هم به چشم‌مان خورد، با خودمان گفتیم بد نیست بیش‌تر از هشتگ‌ها صحبت کنیم. این‌که هشتگ‌ها در کل به چند دسته تقسیم می‌شوند و اصلا موقع انتخاب هشتگ، باید به چه چیزهایی فکر کرد و چه مواردی را در نظر گرفت تا هشتگ مناسب ساخته یا انتخاب شود؟

 

در کل هشتگ‌ها را می‌توان به سه کاربری کلی دسته بندی کرد: نام تجاری یا برند، هشتگ کمپین و هشتگ‌های محتوایی یا توضیحی.  

 

  • نام تجاری یا برند: صاحبان کسب و کارهای موفق در سرتاسر دنیا، به‌سراغ هشتگ اختصاصی برند خود می‌روند، شما هم بدون توجه به این‌که کسب و کارتان کوچک است یا بزرگ و جاافتاده، بروید سراغ طراحی هشتگ مخصوص خودتان؛ نام مجموعه‌تان به‌اضافه یک مربع کوچک کارآمد قبل از آن. بیایید حالت‌های مختلف را باهم بررسی کنیم. ممکن است نام مجموعه شما، یک نام کوتاه و تک کلمه‌ای باشد یا برعکس، یک نام چند سیلابه و طولانی داشته باشد. اگر از دسته اول هستید، بهترین هشتگ همان نام کامل مجموعه شماست؛ مفید، مختصر و مستقیم. مثلا #Nike، اما اگر از دسته‌ی دوم هستید، به شما پیش‌نهاد می‌کنم نام مجموعه را مخفف کرده و از آن هشتگ بسازید یا مهم‌ترین بخش آن‌را جدا کرده و تبدیل به هشتگ کنید. مانند کارخانه‌ی ایران خودرو که Iran Khodro Company را به #ikco تبدیل کرده‌است.

 

  • هشتگ کمپین: این هشتگ‌ها برای یک روی‌داد خاص و معرفی آن، در یک دوره‌ی زمانی مشخص استفاده می‌شوند.

 

  • هشتگ‌های محتوایی یا توضیحی: این هشتگ‌ها به توضیح بیشتر پست و جستجوی ساده‌تر آن در محیط شبکه‌های اجتماعی کمک می‌کنند. برای مثال شما می‌خواهید عکسی را پست کنید و علاقه‌مندید کسانی که برای چنین عکسی جستجو می‌کنند هم درجریان قرار بگیرند. البته در این مورد هم باید دقت داشته باشید و از هشتگ‌های خاص‌تری استفاده کنید. هشتگ‌های پراستفاده‌ و فراگیری مانند #photooftheday، به عکس شما مجالی برای دیده شدن نخواهد داد.

 

قبل از استفاده از هشتگ‌ها باید نکاتی را در نظر گرفت و برای آن برنامه‌ریزی کرد تا نتیجه بهتری حاصل شود. استفاده از هشتگ‌ها در زبان فارسی، سختی و محدودیت‌هایی هم دارد که اگر آن‌ها را بشناسید و راه‌حل برای‌شان در نظر بگیرید، می‌توانید اتفاق خوبی را رقم بزنید.

 

  • جستجو قبل از انتخاب هشتگ

پیش از شما چه کسانی ممکن است از هشتگ موردنظرتان استفاده کرده باشند؛ چند عکس و محتوا با این هشتگ در شبکه‌های اجتماعی قرار گرفته‌است؟ توسط چه کسانی و در چه زمینه‌ای؟ استفاده از هشتگ اختصاصی، یک فضای اختصاصی نیز در اختیار تبلیغات شما قرار می‌دهد، چیزی که کسی تابه‌حال استفاده نکرده و بکر است. 

 

  • استفاده از هشتگ‌های مرتبط

سعی کنید فقط از هشتگ‌های مرتبط به موضوع استفاده کنید، استفاده از کلمات بی‌ربط فقط شما و مخاطب را از هم دور خواهد کرد و اثر معکوس بر آن‌چه می‌خواهید می‌گذارد. 

 

  • مفید و مختصر

چه بخواهید هشتگ بسازید و چه انتخاب کنید، باید مراقب باشید که هشتگ انتخابی‌تان آنقدر طولانی نشود که نوشتن و به‌خاطر سپردنش سخت و حتی ناممکن باشد؛ سعی کنید از سریع‌ترین مسیر ممکن به مقصد برسانید و از پرگویی پرهیز کنید. هشتگهای تک سیلابه و نهایتا دوسیلابه آن هم در شرایط کمی خاص، بهترین انتخاب ها هستند. از تگی استفاده کنید که احتیاج به خط فاصله میان کلمات نداشته باشد. هرچه ساده‌تر و کوتاه‌تر، ماندگارتر!

 

  • استفاده از چند هشتگ

وقتی می‌گویم استفاده از چند هشتگ، اشتباه برداشت نکنید و کل متن را با هشتگ بنویسید! خیر. اگر از هشتگ‌ها به‌میزان زیاد و نابه‌جا در نوشته استفاده کنید، در وهله اول چشم مخاطب را خسته کرده‌اید و متن را سخت‌خوانا. از طرف دیگر این حس بد را به مخاطب وارد می‌کنید که تنها تبلیغات و دیده‌شدن برای‌تان اهمیت دارد و دیگر هیچ. چند هشتگ خوب انتخاب کنید و میانه‌ی متن از آن‌ها استفاده کنید. می‌توانید هشتگ‌ها را به تعداد مناسب انتهای متن یا حتی در کامنت ها هم بنویسید تا نوشتار منظم‌تری هم داشته باشید.

 

اگر به این نکات پیش از ساخت و یا انتخاب هشتگ توجه کنید، شانس بالاتری برای فراگیر کردن پست، کمپین یا برند خود خواهید داشت. 

 

معرفی استودیوهای خلاق طراحی وب و موبایل [2]

قسمت دوم - ueno

لادن شاپورزاده

۲.Ueno uenologo.jpg (7 KB)

 

Uneo یوانو یک آژانس تبلیغاتی بزرگ و فوق حرفه‌ای است که برای ‌Google, Apple, Facebook, Uber, ESPN, Redbull, Samsung, Visa, Dropbox ,Slack  و کمپانی‌های ابر قدرت دیگر، پروژه‌های برندینگ و مارکتینگ و توسعه محصول انجام می‌دهند. البته ناگفته نماند که مشتریانش معتقدند که یوانو، چیزی فراتر از یک آژانس تبلیغاتی‌ست؛ چیزی مثل یک چاقوی سوییسی همه فن حریف و طراحی شده. 

dribbble.png (246 KB)
casestudy_google3.jpg (168 KB)

dropbox.png (139 KB)
0_website_scrolltrough.gif (7.12 MB)
why-slack.gif (4.49 MB)
home-slack.gif (3.20 MB)

این آژانس تبلیغاتی معروف، چندین دفتر در کشور و شهرهای مختلف از جمله سانفرانسیسکو، لس آنجلس، نیویورک و ایسلند دارد؛ فعالیت و خدمات یوانو بسیار گسترده ا‌ست و همگی این فعالیت‌ها در تمرکز اصلی آژانس، یعنی برندینگ و مارکتینگ دسته‌بندی می‌شود.

بهتر است خودتان سری به سایت اصلی و بقیه پیج‌‌های این آژانس حرفه‌ای، در شبکه‌هایی مثل دریبل و اینستاگرام بزنید و از نزدیک با یوانو آشنا بشوید.



تب جام‌جهانی و هجوم کمپین‌ها!

معرفی و بررسی کمپین‌های مربوط به جام‌جهانی

پانته‌آ کماسی

قسمت اول: کمپین‌های ایرانی

 

فوتبال! این اتفاق وجد آور، وقتی به مقیاس جهانی می‌رسد، فکرهای بیش‌تری را درگیر می‌کند و جرقه‌ی ایده‌های ناب‌تری را روشن می‌سازد. با خودمان گفتیم حالا که تب کمپین‌های تبلیغات دیجیتال و جام‌جهانی داغ است، چند مورد از کمپین‌های جالب و خلاقانه در ایران و سراسر جهان را  با شما هم به اشتراک بگذاریم.

 

 

#همراهتیم

 

یکی از جالب‌ترین ایده‌ها برای همراهی با جام‌جهانی و درعین‌حال تبلیغات موثر، همراهی با مردم است. همراه اول کمپین جالبی با عنوان همراهتیم راه‌انداخته؛ برای ورود به این کمپین، فقط لازم است که شما یک عکس یا ویدیو با مضمون هواداری از تیم‌ملی ایران، با هشتگ #همراهتیم در شبکه‌های اجتماعی به‌اشتراک بگذارید تا هم از تیم‌ملی حمایت کرده باشید، هم در قرعه‌کشی همراه‌اول شرکت داده شوید.

 

#همراهتیم، یک هشتگ درست و به‌جا

هشتگ #همراهتیم، در عین سادگی، خلاقانه است و پیام خود را، روشن به مخاطب می‌رساند. ترکیب همراه‌اول و تیم‌ملی ایران که در یک کلمه مستقیم و واضح، تبدیل به اسم یک کمپین تبلیغات دیجیتال (تا این‌جا موفق‌) می‌شود. 

 

hamrahetim.jpg (34 KB)

 

چرا همراهتیم می‌تواند کمپین موفقی باشد؟

هنگام طراحی چنین کمپین‌هایی، هرچه خود را با مخاطب یکی‌تر بدانید، نتیجه بهتری حاصل خواهد شد. یک ملت، صرف‌نظر از قومیت و عقاید و زبان و گویش، در نهایت یک ملت است و یک تیم‌ملی دارد. این کمپین از ساده‌ترین و درعین‌حال نزدیک‌ترین راه به احساسات مخاطب ورود می‌کند و اورا با خود همراه می‌سازد.

 

 

 #بردبرد

 

از نظر خیلی‌ها، نام آشنای سن‌ایچ دیگر نیازی به تبلیغات ندارد و حسابی جا افتاده‌است و پایه ثابت همه‌ی جمع‌ها است. اما سن‌ایچ به همین بسنده نمی‌کند و برای محصول جدیدش سن‌ایچ کول، که خیلی هم شناس نیست، یک کمپین تبلیغات دیجیتالی راه می‌اندازد به اسم بردبرد. قدم اول، دادن شکل و شمایل فوتبالی به محصول بود. روی هرکدام از بسته‌های سن‌ایچ کول، به‌تفاوت طعم، عکس و قصه‌ی کوتاهی از یکی از بازیکنان معروف خارجی، که در جام‌جهانی حضور دارند، چاپ شد. پشت بسته‌ها هم یک کد مخصوص که با پیامک کردن آن وارد قرعه‌کشی می‌شوید و مهم‌ترین نکته که کمپین را وارد فضای دیجیتال می‌کند، یک کادر سفید رنگ خالی پشت بسته‌بندی، برای نوشتن جمله‌ای خطاب به بازیکن یا تیم موردعلاقه‌تان. بعد از نوشتن جمله از آن عکس می‌گیرید و با هشتگ بردبرد در اینستاگرام به‌اشتراک می‌گذارید؛ سن‌ایچ تعدادی جایزه هم برای خلاقانه‌ترین جمله تدارک دیده‌است.

 3.PNG (879 KB)

 

هشتگ #بردبرد و تاثیر آن روی مخاطب

یکی از بهترین هشتگ‌هایی که به چشممان خورد، همین هشتگ بردبرد بود. وام گرفته شده از یک کلمه‌ی فراگیر و پراستفاده که مثل دیگر هشتگ‌های موفق، مخاطب را سریع به‌جایی که مدنظر دارد می‌رساند؛ بازی سن‌ایچ باخت ندارد!

 

بازخورد در شبکه‌های اجتماعی

از آن‌جایی که همان اول ماجرا، سن‌ایچ از شما می‌خواهد که عکس را فقط و فقط در اینستاگرام به اشتراک بگذارید، نمی‌توان نکته‌ی خاصی راجع به این کمپین در توییتر پیدا کرد. اما کند و کاوها مارا به نکته‌ی جالبی درمورد این کمپین رساند. یکی از کاربران توییتر حسابی شاکی بود و می‌گفت چرا یک کالای تولید ملی، از عکس و قصه‌ی بازیکنان تیم‌ملی ایران برای بسته‌بندی سن‌ایچ کول استفاده نکرده‌است و تمام بسته‌بندی‌ها حاوی تصاویر بازیکنان خارجی است؟ موج دیگری راه افتاد و عده دیگری از کاربران پاسخ دادند که عکس و داستان بازیکنان ایرانی کپی‌رایت و هزینه دارد، اما خارجی‌ها خیر! 

به‌نظر شما بهتر بود سن‌ایچ از تصویر بازیکنان ایرانی هم استفاده می‌کرد یا همان استفاده از تصاویر بازیکنان خارجی ایده‌ی بهتری‌ست؟

 

 

 

#گل_ناب

 

اسنپ‌فود یکی از فعال‌ترین مجموعه‌ها در زمینه کمپین‌های دیجیتال است و این‌بار هم از قافله عقب نماند و با طراحی یک بازی پیش‌بینی در سه مرحله، خودش را به جام‌جهانی رساند. شما با پیش‌بینی درست، امتیاز مربوط به هر سوال را دریافت می‌کنید؛ البته کاربرانی که در زمان جام‌جهانی از اسنپ‌فود غذا سفارش بدهند هم، امتیاز دریافت می‌کنند و می‌توانند کمی از بقیه جلو بزنند. 

 

#گل_ناب 

 

 هشتگ گل ناب و تاثیرات آن

#گل_ناب یک هشتگ دوسیلابه و نسبتا طولانی‌ست که باعث می‌شود کار اسنپ‌فود کمی سخت شود، برای سرچ کردن هم مشکلاتی پیش می‌آید اما با تدابیری که به‌جا اندیشیده شده، گزینه دوم سرچ گوگل، صفحه فرود گل ناب است. از طرف دیگر این هشتگ جالب است و حس کنجکاوی مخاطب را برمی‌انگیزد تا ببیند قرار است با چه چیزی طرف شود.

 

 

 

 #طرفدارایرانم

 

روغن لادن از برندهایی است که در این مدت اخیر، به‌خوبی راهش را به دنیای تبلیغات دیجیتال باز کرده و به تبلیغات تلویزیونی و بیلبوردی بسنده نمی‌کند. وقتی وارد وب‌سایت لادن می‌شوید، بالای صفحه لینک ورود به کمپین هواداری را مشاهده می‌کنید. بعد از کلیک به یک صفحه‌ی دیگر هدایت می‌شوید که در آن می‌توانید عکس خودرا بارگذاری کرده و با شکل و شمایل استادیومی طرفداری ایران و لوگوی روغن لادن پایین عکس، تحویل بگیرید. این کمپین جایزه‌ای ندارد و بیش‌تر قرار بر هم‌راهی با یک‌دیگراست.

 

#طرفدارایرانم در چه وضعیتی است؟

شاید هشتگ انتخابی روغن لادن خیلی خاص نباشد و چه بسا بسیار هم دم دستی و ساده باشد اما با سرچ کردن هشتگ #طرفدارایرانم در شبکه‌های اجتماعی و به‌خصوص اینستاگرام، متوجه شدیم که این کمپین به خوبی جای خودش را میان خانواده‌های ایرانی پیدا کرده‌است و در این مدت کوتاه، صدها عکس با شمایل استادیومی و لوگو و هشتگ روغن لادن، به‌اشتراک گذاشته شده‌است. حال آن‌که نباید نادیده گرفت که اکثریت تصاویر مربوط به مادران خانه‌دار و فرزندانشان است. هدف‌گذاری درست برای کمپین و محصول.

 

Capture.PNG (204 KB)

 

 

 

 بانک ملی و تیم‌ملی 90نفره

 

درمیان کمپین‌های خلاقانه‌ی مربوط به جام‌جهانی، بانک ملی ایران هم با یک کمپین نسبتا سخت! حضور خودرا اعلام کرد. البته مدتی قبل از جام‌جهانی، چراکه جایزه این کمپین سفر 45 نفر، هرکدام با یک همراه به روسیه و برای تماشای بازی‌های ایران در جام‌جهانی بود. 

شما برای حضور در این کمپین چهار راه داشتید.

1. تی‌شرت نوشته و #پیراهن_ملی

روی وب‌سایت بانک ملی ایران، عکس تی‌شرت اصلی تیم‌ملی بارگذاری شده و شما می‌توانید پیام خودرا روی آن تایپ کرده، عکس را دانلود کنید و با هشتگ #پیراهن_ملی در اینستاگرام به اشتراک بگذارید و بعد از آن، صفحه اینستاگرام و کانال تلگرامی بانک ملی را هم دنبال کنید تا در قرعه‌کشی شرکت داده‌شوید.

2. نصب پیام‌رسان "بله" و کسب امتیاز با معرفی آن به دوستانتان، راه دوم شرکت در این کمپین بود.

3. با معرفی هر نفر به سامانه بام، کسب امتیاز می‌کنید و شانستان برای برنده شدن بالا می‌رود.

4. افتتاح حساب قرض‌الحسنه پس‌انداز، یا افزایش موجودی حساب قرض‌الحسنه نسبت به مانده، راه آخر برای شرکت در قرعه‌کشی این کمپین بود.

 

مشکل کجاست؟

اگر من قصد شرکت در این کمپین را داشتم، احتمالا همان راه اولی که ساده و بی‌دردسرتر از بقیه بود را انتخاب می‌کردم. راه‌های دیگر، سختی‌هایی به‌همراه دارد و حتی نشدنی‌است! بله، نشدنی. فکر می‌کنید چندنفر به شما و پیام‌رسان بله اعتماد خواهند کرد و یک برنامه جدید روی گوشی همراه‌شان نصب می‌کنند؟ از طرف دیگر چندنفر از دوستان و آشنایان شما هستند که حساب بانک ملی دارند و هنوز وارد سامانه بام نشده‌اند؟ (با توجه به اجباری بودن ثبت‌نام در بام از روزهای اول فعالیت)

 

#پیراهن_ملی و ایرادات

اولین‌باری که #پیراهن_ملی را در اینستاگرام جستجو کردم، از تعداد پست‌هایی که با این هشتگ منتشر شده‌اند، شگفت‌زده شدم. اما پس از نگاهی دقیق‌تر متوجه شدم که تمام پست‌ها مربوط به کمپین بانک ملی نیست و حتی عکس‌هایی از پیراهن‌های ملی دیگر تیم‌های موجود در جام‌جهانی نیز با این هشتگ، اشتراک‌گذاری شده‌اند. استفاده از هشتگ اختصاصی‌تر در چنین مواقعی اهمیت خود را آشکار می‌سازد.

2.PNG (117 KB)

 

 

از اینستاگرام چه خبر؟

جدا از کمپین‌هایی که بالاتر درموردشان صحبت شد، ده‌ها کمپین اینستاگرامی دیگر نیز راه‌اندازی شد و هم‌چنان ادامه دارد. اکثر کمپین‌های اینستاگرامی با برنامه‌ی معمول پیش‌بینی کن، فالو کن، دوستانت رو منشن کن، پیش‌می‌روند. چرا که از این طریق می‌توانند به آمار بیش‌تری دستیابی پیدا کنند و در صفحه‌ی خانه‌ی کاربران بیش‌تری جای بگیرند. در این میان چند برند با قدرت بیش‌تری روی کمپین‌های خود کار کردند و از این دسته می‌توان به هوآوی آنر، مزمز(مسابقه بامزه) و دیجی‌کالا (جام شگفت‌انگیز) اشاره کرد. 

 

 

هوآوری آنر

  • هوآوی مدتی‌است که به‌طور مشخص تبلیغات دیجیتال موفقی را برای زیرمجموعه محصولات آنر در دست اجرا دارد؛ گوشی‌های میان قیمت پر کاربرد و خوش‌قیافه. این کمپین اینستاگرامی هم مانند دیگر مسابقه‌های آنر، تابه‌حال موفق پیش رفته و روز به‌روز به تعداد دنبال‌کنندگان آنر فارسی افزوده می‌شود. 

 

 

 

مزمز

  • مزمز جزو آن برندهای قدیمی‌است که در فضای دیجیتال، هرروز بهتر از دیروز ظاهر می‌شود. از تصاویر گرافیکی جالب و نو تا مسابقه‌های بامزه و اسم‌های خلاقی که برای کمپین‌ها انتخاب می‌کند. این‌بار هم مزمز با تصاویر جذاب و اسم جالبش وارد شد و توانست دنبال‌کنندگان زیادی برای خودش دست و پا کند. البته این‌که جایزه این مسابقه پیش‌بینی 5عدد آیفون 10 بود هم در فراگیر شدن ماجرا بی‌تاثیر نیست!

 

 

  

دیجیکالا 

  • و اما رقیب اصلی، دیجی‌کالا این‌بار با جایزه‌های گران‌قیمت و عجیبی وارد گود شد! از خودروی سراتو که جایزه نفر اول است گرفته تا 4500عدد کارت هدیه 100هزارتومانی! با چنین جوایزی بعید است که تعداد زیادی از کاربران اینستاگرامی با چنین کمپینی همراهی نکنند.  با این‌که اسم انتخابی نسبت به جایزه‌ها مناسب و بامسما است، اما نظر شخصی من این است که دیجی‌کالا می‌توانست با اسم و هشتگی قوی‌تر وارد دایره‌ی کمپین‌های اینستاگرامی شود تا بیش‌تر از پیش خاص باشد.

 

 

قصه‌های نیما و دوچرخه...

تهران را با دوچرخه گز کنیم!

نیما عمرانی

 

لذت‌هایی که در دوران کودکی و نوجوانی تجربه می‌کنیم، پررنگ، تاثیرگذار و خالص هستند و در ذهن حک می‌شوند؛ یکی از این لذت‌ها برای من و بسیاری از هم‌نسل‌هایم، دوچرخه داشتن و دوچرخه سواری بود. اولین وسیله‌ای که به ما امکان می‌داد تا از سرعت معمولی، که سرعت راه رفتن یا دویدن بود تندتر برویم! در راستای حفظ و تکمیل (و نه تغییر) شخصیت کودکیم، سعی کردم این لذت را دوباره و به شکل جدی‌تری زنده کنم.

 

شروع به هر حرکتی، یک نیروی محرکه نیاز دارد؛ برای من جرقه‌ی این مسیر چه بود؟ زندگی‌نگاره‌ای از «جعفر مدرس صادقی» به‌نام «داستان یک دوچرخه» که در مجله داستان منتشر شده بود. مدرس صادقی و دوستش که برای امتحانی از اصفهان به تهران آمده بودند، به‌صورت اتفاقی در پیاده‌رو، یک اسکناس هزار تومانی پیدا می‌کنند و هر کدام پانصد تومان به جیب می‌زنند. مدرس صادقی، با چهارصد و پنجاه تومان، یک دوچرخه‌ی رالی سبک می‌خرد و به اصفهان بازمی‌گردد. نویسنده بعدتر برای ادامه‌ی تحصیل، به تهران نقل مکان می‌کند و در ادامه، از دوچرخه‌هایی که داشته و دوچرخه‌سواری در تهران، با جزئیات دقیق و حوصله صحبت می‌کند. این متن ذهنیت من را، در مورد دوچرخه‌سواری در تهران عوض کرد و به من ثابت کرد که کار چندان عجیب و غریبی نیست. 

 

من از سکون، آزار می‌بینم و به مسیر و جزئیات اهمیت می‌دهم. استفاده از دوچرخه در تهران باعث می‌شود که احساس کنم در حرکتم و برای این حرکت، تلاش می‌کنم. ضمن این‌که زمان زیادی را صرف این‌کار نمی‌کنم، چرا که سرعت متعادلی دارم؛ نه سرعت بسیار تند مثل موتور و نه کند مثل راه رفتن. حالا شاید بپرسید چه فرقی مثلا با پیاده‌روی داره؟ در حال پیاده‌روی هم در حرکت هستیم و داریم انرژی مصرف می‌کنیم. من می‌توانم این‌طور جواب بدهم که: خیلی با هم فرق دارند! این چه سوالی بود که پرسیدید؟! 

 

برای حمل و نقل در تهران چه راه‌هایی داریم؟ 

 

  • حمل و نقل عمومی شامل مترو، اتوبوس و تاکسی

همه می‌دانیم که وضعیت حمل و نقل عمومی، خصوصا مترو و اتوبوس‌ در تهران، به چه صورت است؛ از مشکلات زیرساختی و فنی گرفته تا نوع تعامل مردم جامعه با یک‌دیگر، این مسیر را به اعصاب خردکن‌ترین روش برای رسیدن به مقصد تبدیل کرده‌است. من برای حفظ سلامت جسم و ذهن خودم، سعی می‌کنم تا جایی که امکان دارد، از این مکان‌ها دوری کنم.

 

  • حمل و نقل خصوصی مثل اسنپ یا دربستی 

حمل و نقل خصوصی، شاید تمیز‌ترین روشِ حمل و نقل، صرفا برای کاربر و نه برای محیط شهری باشد. از نظر تاثیر در آلودگی محیط، با فاصله‌ی کمی پایین‌تر از وسایل موتوری شخصی قرار می‌گیرد، اما هزینه‌ی بالایی دارد. 

 

  • وسایل موتوری شخصی مثل ماشین یا موتور 

من به‌شخصه، در موارد خاص و ضروری از موتور استفاده می‌کنم، چرا که به‌نظرم، تاثیر کم‌تری بر آلودگی هوا دارد.

  • پیاده‌روی
  • دوچرخه

بین این چند مورد، به نظر من و با توجه به شخصیت خودم دوچرخه بهینه‌ترین وسیله است، چرا که هیچ‌گونه آلودگی (چه صوتی و چه زیستی) تولید نمی‌کند.

از طرف دیگر، با توجه به مشغله‌های فراوان، زمان و گاهی انگیزه‌ای برای ورزش کردن باقی نمی‌ماند. پس اگر بتوانیم از زمانی که روزمره برای رسیدن به مقصد صرف می‌کنیم، برای ورزش کردن و لذت بردن استفاده کنیم، هوشمندانه عمل کرده‌ایم.

البته ادعا نمی‌کنم دوچرخه همیشه سریع‌ترین وسیله برای رسیدن به مقصد است، واقعا به مسیر بستگی دارد، اما در ساعات شلوغ روز، مخصوصا غروب‌، دوچرخه قطعا شما را  زودتر به مقصد می‌رساند.

با دوچرخه دیگر در ترافیک‌های طولانی نمی‌مانید؛ سبک و کوچک است و به‌راحتی می‌شود از انتهای سمت راست خیابان حرکت کرد و یا با سرعت خیلی پایین، به شکلی که به عابرها آزاری نرسد، از پیاده‌رو هم استفاده کرد.

 

خاطرم است آقای رضا کیانیان، در مصاحبه‌ای در جواب این‌که چرا بازیگری می‌کنید پاسخی بسیار صریح و روشن دادند: چون از این‌کار لذت می‌برم! و تاکید داشتند که این موضوع به‌هیچ‌وجه با مفاهیمی مانند خدمت به هنر، سینما، جامعه، مردم و... ارتباطی ندارد.

برای من هم، دوچرخه‌سواری چنین دلیل روان و محکمی دارد؛ چون از آن لذت می‌برم و اعتقاد دارم جذاب‌ترین گزینه است!

 

دفتر نو، احوال تازه

جایی نزدیک‌تر به دوستان دیرین

پانته‌آ کماسی

مدتی می‌شود که به یک دفتر تازه نقل مکان کردیم؛ یک جای خوش آب و هوای نسبتا شلوغ، طرف‌های مرکز شهر تهران، که از مزیت‌هایش بر دفتر قبلی، نزدیک‌تر شدن‌ به دوستان و هم‌کاران دیرین‌مان است. تلفن‌ها و سیستم سرمایشی را تازه وصل کردیم و هنوز تابلوهای‌مان را به دیوار نزدیم، اما از پنجره‌های قدی که آخر بهار و سرسبزی کوچه را نگاه می‌کنیم، حالمان هم آرام و خوب می‌شود.  

قهرمان #کاپارات شو!

جام‌جهانی ۲۰۱۸ روسیه و مسابقه آپارات ورزشی

پانته‌آ کماسی

چند دقیقه آخر بازی بود و نفس‌های یک ملت درون سینه حبس؛ سکوت آن‌قدر زیاد بود که صدای ضربان قلب اطرافیان را می‌شد شنید... چند ثانیه‌ی تاریخی و گللللللل! در کثری از ثانیه تمام نفس‌های حبس شده به فریاد خوش‌حالی تبدیل شد و دیگر هیچ‌کداممان سر از پا نمی‌شناختیم! جدی جدی صدرنشین گروه مرگ شدیم؛ برد شیرین‌تر از قند تیم‌ملی بر همه‌ی ما مبارک! 

قبل از شروع جام‌جهانی، ما در کنار بچه‌های فنی آپارات، صبا‌ایده، فیلیمو و صباویژن، یک بازی هیجان‌انگیز هم برای شما طراحی کردیم؛ #کاپارات! اکه البته هم‌زمان با جام‌جهانی شروع شد.

#کاپارات یک مسابقه‌ست که می‌توانید در آن، اطلاعات فوتبالی‌‌تان را محک بزنید و جایزه‌های باحال بگیرید، جایزه‌هایی مثل:

  • ۵ پیراهن اورجینال تیم‌ملی با اسم و شماره دل‌خواه
  • ۵ نیم سکه
  • ۵ سکه تمام
  • ۵ پلی استیشن ۴ باندل فیفا
  • جایزه ویژه: سفر به جام ملت‌های آسیا
  • و ۱۵۰ اشتراک یک‌ماهه‌ی فیلیمو

پس برای درو کردن جایزه‌ها، شما هم زودتر دست‌به‌کار بشوید!
راستی! به‌زودی از پشت صحنه بازی #کاپارات و داستان متولد شدنش بیش‌تر برای‌تان تعریف خواهیم‌کرد.

معرفی استودیوهای خلاق طراحی وب و موبایل [1]

قسمت اول - Tubik Studio

لادن شاپورزاده

مدتی بود که می‌خواستم تعدادی از استودیوهای مورد علاقه‌ی خودمان را به شما معرفی کنم. استودیوهای خلاقی که ما را حسابی به وجد می‌آورند و سرمان را پر از ایده‌های خوب می‌کنند. راستش تعداد این استودیوها زیاد بود، به همین خاطر تصمیم گرفتم که در چند مطلب مجزا به معرفی‌شان بپردازم. خب، برویم سراغ اولین استودیو: 

۱. Tubik Studio

لوگو استودیو tubik

این استودیو اولین رتبه را در میان استودیوهای مورد علاقه‌ی ما دارد. دفتر آن در کشور اکراین فعالیت می‌کند و خدماتی چون طراحی UI/‌UX برای اپ موبایل و وب‌سایت، پیاده‌سازی و توسعه، طراحی گرافیک، موشن گرافیک، طراحی لوگو و برندینگ ارائه می‌دهد. 

اگر سری به پیج دریبل استودیو ‌Tubik بزنید، مثل ما از خلاقیت و تنوع در گرافیک و طراحی کارهاشان به وجد می‌آیید و قلب‌تان حسابی به تاپ‌تاپ می‌افتد. 


tubik-01.jpg (94 KB)
tubik-05.jpg (104 KB)
business_card_app_animation_tubik.gif (1.93 MB)
home_budget_app_interaction_animation_tubik.gif (639 KB)
navigation_in_ui_animation_tubik.gif (7.50 MB)
tubik-03.jpg (77 KB)
web_ui_design_tubik.jpg (270 KB)

از ویژگی‌های جالب دیگر Tubik Studio این است که در کنار کار اصلی‌اش، برای اعضای تیم خود برنامه‌های فوق العاده متنوعی هم دارد؛ از کلاس یوگای صبحگاهی، بازی در وقت ناهار، ورک‌شاپ طراحی با دست و اسکچ، رنگ‌شناسی و عکاسی گرفته تا دورهمی‌های خودمانی و فیلم دیدن‌های گروهی و کلاس‌های آکادمیک طراحی وب و اپلیکیشن. این برنامه‌ها هم باعث تنوع در کار و فعالیت‌ اعضای تیم‌شان می‌شود و هم باعث ارتقا و بهبود هرچه بیشتر مهارت‌های آن‌ها. 

از فضای کارشان هم که هرچه بگویم، کم گفته‌ام! یک استودیو پر از رنگ‌های هیجان انگیز، گل‌ها و گیاه‌های زیبا، آرت‌ورک‌های خلاقانه‌ بر روی در و دیوار و و و. «اگر شما بودید، عاشقش نمی‌شدید؟!» 


tubik-06.jpg (60 KB)
tubik-07.jpg (82 KB)
tubik-08.jpg (74 KB)
tubik-10.jpg (97 KB)

جالب است بدانید که برای طراحی لوگوی استودیو از سگ کوچکی که بیشتر اوقات در آن‌جا مشغول شیطنت و بازی کردن است الهام گرفته‌اند!

راستی Tubik یک وبلاگ عالی هم دارد که کلی مطلب تخصصی و مفید در رابطه با خدماتش می‌نویسد و من به شدت توصیه می‌کنم که حتما دنبالش کنید. 

بگذارید بیشتر از این چیزی نگویم و شما را دعوت کنم که سری به وب‌سایت و پیج اینستاگرام این استودیو بزنید و تمام حرف‌هایی که زدم را خودتان با دل و جان احساس کنید.

سلام بهار

دانلود آیکون‌های نوروز و سفره هفت سین

ساره موسوی

چیزی به رسیدن بهار و رنگارنگ شدن شهر نمانده است. دوباره قرار است مست شویم از عطر گل و شکوفه و نسیم بهاری. 

ما که بعد از سه ماه کار سخت و فشرده، یک عالمه ذوق داریم برای رسیدن نوروز و یک استراحت درست و حسابی. استودیوی ما هم دیگر رنگ و بوی بهاری گرفته، مخصوصا از وقتی که لادن عزیز شروع کرد به طراحی آیکون‌های زیبای سفره‌ی هفت‌سین.
icon-Norouz-97-Garousian.ir.png (135 KB)
اگر دوست داشته باشید، می‌توانید این آیکون‌ها را به صورت رایگان و وکتور دانلود کنید. امیدواریم دوستشان داشته باشید. 
راستی نوروز پیشاپیش مبارک!

فیلمبازی؛ از تولد تا جرقۀ ایده‌های تازه‌تر

حسام مطهری

یک غذای دوست‌داشتنی را تصور کنید. غذایی که مواد اولیۀ دقیق، ادویۀ کافی، مدت‌زمانِ پختِ اصولی و یک تزئینِ اشتهاآور دارد. حالا یکی‌یکی جزئیات را دستکاری کنید: ادویه و مواد اولیه را کم و زیاد یا حذف کنید، تصور کنید غذا زیاد بپزد یا زود از شعله برداشته شود و کمی هم نمکِ اضافه بهش بزنید. افتضاح می‌شود، نه؟

کمپین‌های تبلیغاتی بی‌شباهت به غذاها نیستند. دل‌پذیری هر کمپین یا بازی وابسته به جزئیاتی‌ست که ما نمی‌بینیم اما همان جزئیات‌اند که غذا را عمل آورده‌اند. اگر آشپز دل به کار ندهد یا ناشی‌بازی در بیاورد غذا از دهن می‌افتد. اگر هم جزئیات به‌خوبی رعایت شوند، یک میز غذای محشر خواهیم داشت. 

آشپزها معمولاً نیم‌نگاهی به میز غذا دارند تا واکنش مهمان‌ها را ببینند. نتیجۀ خوب، خستگی آشپز را در می‌کند. 

ما #فیلبازی را پختیم و منتظر واکنش مهمان‌ها نشستیم. فقط در هفته‌ اول لانچ‌ کمپین بیش از ۲۳۰ هزار نفر از کمپین #فیلمبازی باخبر شدند و دکمۀ «شروع بازی» را لمس کردند. ۴۰ هزار نفرشان دستِ پر از بازی بیرون رفتند. لحظه‌ای بود که می‌توانستیم بگوییم: «هوووومممم، خوبه». از اینکه مردم لذت بردند حسابی ذوق کردیم.

filmbazi-story-blog-illustration-2 1.png (137 KB)بخشی از تصویرسازی‌های کمپین #فیلمبازی

غذا چطور طبخ شد؟

بیایید از جزئیاتِ نادیدنی با خبرتان کنیم. روزی که بچه‌های فیلیمو از ما خواستند در طراحی فنی و بصری و محتوایی یک کمپین سینمایی همراهی‌شان کنیم، می‌دانستیم وقتِ پختنِ یک غذاست.
قرار بود بازی کاملاً بر اساسِ اطلاعات سینمایی طراحی شود. ایده‌پردازی مثلِ نقشه‌کشیدن برای یک هدفِ بزرگ همیشه سرحال‌مان می‌آورد. روزی که برای جلسۀ ایده‌پردازی به صباایده رفتیم حسابی حال‌مان خوب بود.
می‌دانستیم که بازی باید حسابی رنگ و عطرِ سینما بدهد. فیلم‌ها محصولِ همکاری یک گروهِ هم‌فکرند. اگر تصویربردار ساز خودش را بزند و کارگردان چیز دیگری بخواهد، هیچ فیلمی درست از آب در نمی‌آید.
همه چیز باید هماهنگ می‌بود. Artwork و هویت بصری کمپین باید سینمایی می‌بود تا حال و هوای فیلم‌ها را خوب منتقل کند و در عینِ حال، چیزی مزاحمِ تماشای بریدۀ فیلم‌ها نباشد. هشتگ و اسلوگان طراحی‌شده برای کمپین هم باید به رخت و لباسِ بازی می‌آمد. ما با هم فکر کردیم تا هیچ چیز اضافه یا کم نباشد.
یک تایپوگرافی، هشتگ #فیلمبازی را به‌سبکِ نئون‌های لاله‌زارِ دورۀ ساز و سینِما خوش‌ترکیب کرد. تایپوگرافی به هویت بصری بازی وزن خوبی داد و خوب سر جایش نشست. 

تایپوگرافی هشتگ فیلمبازی

برای هشتگ کمپین فیلمبازی یک تایپ اختصاصی طراحی کردیم

 

وقتی قرار است بازی کنیم، سردرگم‌شدن بدترین چیز است! از آنجایی که هدف تماشای فیلم و حدس‌زدن و جواب‌دادنِ سریع بود، هر چیزِ اضافه‌ای باید حذف می‌شد. چیزی که از بازی می‌خواستیم وقار و سادگی بود. به یک One page رسیدیم که بی‌شباهت به اپلیکیشن نبود. 

فرقی نداشت برنده باشید یا بازنده. بین هر مرحله نیاز به انیمیشن‌های ساده و سبکی داشتیم که مثلِ قند شیرین باشند و کفرتان را بالانیاورند. ضمناً نباید حس می‌کردید با یک پاپ‌آپِ اعصاب‌خردکن طرفید که شما را از سینما بیرون می‌اندازد.

نه تنها نباید کسی از سینما بیرون انداخته می‌شد، بلکه عابرانی که از جلوی #فیلمبازی رد می‌شدند هم باید حدس می‌زدند چه خبر است. از طراحی یکپارچۀ عناصر بصری حرف می‌زنیم: برای مکمل بودن، مرتبط بودن و در عینِ حال متناسب بودنِ هر پوستر با رزولیشن‌های مختلف و محل‌های انتشارشان وقت صرف شد.

طراحی و متناسب‌سازی هویت بصری برای توییتر، اینستاگرام، تلگرام مهم بود چون شخصیتِ فیلمبازی باید همه جا درست و دقیق دیده می‌شد.

filmbazi-story-blog-illustration-4.jpg (86 KB)

نمونه طراحی چند صفحه از بازی در ابعاد موبایل

حالا وقتِ سرو غذاست

تا قبل از انتشارِ کمپین و اطلاع‌رسانی، حالِ ما شبیه به آشپزی بود که هنوز غذا را سرو نکرده و بازخوردی از مهمانانش نگرفته است. سعی کرده بودیم جزئیات را رعایت کنیم تا نتیجه خوب از کار در بیاید. حالا باید قضاوت می‌شدیم.
سینما که بدون تصویر نمی‌شود. با کمک بچه‌های فیلیمو ویدیویی آماده کردیم که بخشی از پشت‌صحنۀ کمپین را روایت می‌کرد: یک تیزر تبلیغاتی با حضورِ دست‌اندارکارانِ کمپین!
ویدیو را با تکیه بر توان آپارات منتشر کردیم. حالا این ویدیو بیش از ۴۵ هزار بار فقط در آپارات تماشا شده و البته یک نسخۀ کوتاه‌تر هم برای اینستاگرام تدوین کردیم.

 

تیزر کمپین تبلیغات آنلاین #فیلمبازی

چیزی کم است؟

مثلِ کسی که ناگهان متوجه شود به مقدار بیشتری پلو یا خورش نیاز است، بعد از انتشارِ بازی چشم تیز کردیم تا مبادا مشکلی پیش بیاید. دقت در جزئیات هیچ‌وقت کم‌اهمیت نمی‌شود! کمپین‌ها وقتی خوب امتحان‌شان را پس می‌دهند که حسابِ کار همه چیز را کرده باشند. وقتی برای لحظاتی کوتاه برخی کاربران با مشکل مواجه شدند، تیم فنی ما و فیلیمو مثلِ برف‌روب‌های جاده‌های برفی مشغولِ باز کردنِ راهِ انتقالِ اطلاعات از سمت کاربر به سرور فیلیمو بودند. کسی آن‌ها را نمی‌دید و این خیلی خوب است: این یعنی پیش از دردسر جاده تر و تمیز شد.
 

به استقبالِ ایده‌های نو

موفقیتِ هر کمپین شروِعِ ایده‌های نو است. وقتی می‌توانی بازخوردها را تحلیل کنی، ذهنِ ایده‌پردازت مدام دنبالِ چیزهای جالبِ دیگری برای ذوق‌زده‌کردنِ کاربران می‌گردد.
حالِ ما این روزها و بعد از پایان کمپین فیلمبازی همچین حالی‌ست.
برای این حال خوب از بچه‌های تیم فنی و طراحی بازی، دوستان‌مان در صباویژن که به‌خوبی کمپین را پوشش دادند و هم‌فکرهای خوب‌مان در صباایده و فیلیمو حسابی ممنونیم.