فیلمبازی؛ از تولد تا جرقۀ ایده‌های تازه‌تر

حسام مطهری

یک غذای دوست‌داشتنی را تصور کنید. غذایی که مواد اولیۀ دقیق، ادویۀ کافی، مدت‌زمانِ پختِ اصولی و یک تزئینِ اشتهاآور دارد. حالا یکی‌یکی جزئیات را دستکاری کنید: ادویه و مواد اولیه را کم و زیاد یا حذف کنید، تصور کنید غذا زیاد بپزد یا زود از شعله برداشته شود و کمی هم نمکِ اضافه بهش بزنید. افتضاح می‌شود، نه؟

کمپین‌های تبلیغاتی بی‌شباهت به غذاها نیستند. دل‌پذیری هر کمپین یا بازی وابسته به جزئیاتی‌ست که ما نمی‌بینیم اما همان جزئیات‌اند که غذا را عمل آورده‌اند. اگر آشپز دل به کار ندهد یا ناشی‌بازی در بیاورد غذا از دهن می‌افتد. اگر هم جزئیات به‌خوبی رعایت شوند، یک میز غذای محشر خواهیم داشت. 

آشپزها معمولاً نیم‌نگاهی به میز غذا دارند تا واکنش مهمان‌ها را ببینند. نتیجۀ خوب، خستگی آشپز را در می‌کند. 

ما #فیلبازی را پختیم و منتظر واکنش مهمان‌ها نشستیم. فقط در هفته‌ اول لانچ‌ کمپین بیش از ۲۳۰ هزار نفر از کمپین #فیلمبازی باخبر شدند و دکمۀ «شروع بازی» را لمس کردند. ۴۰ هزار نفرشان دستِ پر از بازی بیرون رفتند. لحظه‌ای بود که می‌توانستیم بگوییم: «هوووومممم، خوبه». از اینکه مردم لذت بردند حسابی ذوق کردیم.

filmbazi-story-blog-illustration-2 1.png (137 KB)بخشی از تصویرسازی‌های کمپین #فیلمبازی

غذا چطور طبخ شد؟

بیایید از جزئیاتِ نادیدنی با خبرتان کنیم. روزی که بچه‌های فیلیمو از ما خواستند در طراحی فنی و بصری و محتوایی یک کمپین سینمایی همراهی‌شان کنیم، می‌دانستیم وقتِ پختنِ یک غذاست.
قرار بود بازی کاملاً بر اساسِ اطلاعات سینمایی طراحی شود. ایده‌پردازی مثلِ نقشه‌کشیدن برای یک هدفِ بزرگ همیشه سرحال‌مان می‌آورد. روزی که برای جلسۀ ایده‌پردازی به صباایده رفتیم حسابی حال‌مان خوب بود.
می‌دانستیم که بازی باید حسابی رنگ و عطرِ سینما بدهد. فیلم‌ها محصولِ همکاری یک گروهِ هم‌فکرند. اگر تصویربردار ساز خودش را بزند و کارگردان چیز دیگری بخواهد، هیچ فیلمی درست از آب در نمی‌آید.
همه چیز باید هماهنگ می‌بود. Artwork و هویت بصری کمپین باید سینمایی می‌بود تا حال و هوای فیلم‌ها را خوب منتقل کند و در عینِ حال، چیزی مزاحمِ تماشای بریدۀ فیلم‌ها نباشد. هشتگ و اسلوگان طراحی‌شده برای کمپین هم باید به رخت و لباسِ بازی می‌آمد. ما با هم فکر کردیم تا هیچ چیز اضافه یا کم نباشد.
یک تایپوگرافی، هشتگ #فیلمبازی را به‌سبکِ نئون‌های لاله‌زارِ دورۀ ساز و سینِما خوش‌ترکیب کرد. تایپوگرافی به هویت بصری بازی وزن خوبی داد و خوب سر جایش نشست. 

تایپوگرافی هشتگ فیلمبازی

برای هشتگ کمپین فیلمبازی یک تایپ اختصاصی طراحی کردیم

 

وقتی قرار است بازی کنیم، سردرگم‌شدن بدترین چیز است! از آنجایی که هدف تماشای فیلم و حدس‌زدن و جواب‌دادنِ سریع بود، هر چیزِ اضافه‌ای باید حذف می‌شد. چیزی که از بازی می‌خواستیم وقار و سادگی بود. به یک One page رسیدیم که بی‌شباهت به اپلیکیشن نبود. 

فرقی نداشت برنده باشید یا بازنده. بین هر مرحله نیاز به انیمیشن‌های ساده و سبکی داشتیم که مثلِ قند شیرین باشند و کفرتان را بالانیاورند. ضمناً نباید حس می‌کردید با یک پاپ‌آپِ اعصاب‌خردکن طرفید که شما را از سینما بیرون می‌اندازد.

نه تنها نباید کسی از سینما بیرون انداخته می‌شد، بلکه عابرانی که از جلوی #فیلمبازی رد می‌شدند هم باید حدس می‌زدند چه خبر است. از طراحی یکپارچۀ عناصر بصری حرف می‌زنیم: برای مکمل بودن، مرتبط بودن و در عینِ حال متناسب بودنِ هر پوستر با رزولیشن‌های مختلف و محل‌های انتشارشان وقت صرف شد.

طراحی و متناسب‌سازی هویت بصری برای توییتر، اینستاگرام، تلگرام مهم بود چون شخصیتِ فیلمبازی باید همه جا درست و دقیق دیده می‌شد.

filmbazi-story-blog-illustration-4.jpg (86 KB)

نمونه طراحی چند صفحه از بازی در ابعاد موبایل

حالا وقتِ سرو غذاست

تا قبل از انتشارِ کمپین و اطلاع‌رسانی، حالِ ما شبیه به آشپزی بود که هنوز غذا را سرو نکرده و بازخوردی از مهمانانش نگرفته است. سعی کرده بودیم جزئیات را رعایت کنیم تا نتیجه خوب از کار در بیاید. حالا باید قضاوت می‌شدیم.
سینما که بدون تصویر نمی‌شود. با کمک بچه‌های فیلیمو ویدیویی آماده کردیم که بخشی از پشت‌صحنۀ کمپین را روایت می‌کرد: یک تیزر تبلیغاتی با حضورِ دست‌اندارکارانِ کمپین!
ویدیو را با تکیه بر توان آپارات منتشر کردیم. حالا این ویدیو بیش از ۴۵ هزار بار فقط در آپارات تماشا شده و البته یک نسخۀ کوتاه‌تر هم برای اینستاگرام تدوین کردیم.

 

تیزر کمپین تبلیغات آنلاین #فیلمبازی

چیزی کم است؟

مثلِ کسی که ناگهان متوجه شود به مقدار بیشتری پلو یا خورش نیاز است، بعد از انتشارِ بازی چشم تیز کردیم تا مبادا مشکلی پیش بیاید. دقت در جزئیات هیچ‌وقت کم‌اهمیت نمی‌شود! کمپین‌ها وقتی خوب امتحان‌شان را پس می‌دهند که حسابِ کار همه چیز را کرده باشند. وقتی برای لحظاتی کوتاه برخی کاربران با مشکل مواجه شدند، تیم فنی ما و فیلیمو مثلِ برف‌روب‌های جاده‌های برفی مشغولِ باز کردنِ راهِ انتقالِ اطلاعات از سمت کاربر به سرور فیلیمو بودند. کسی آن‌ها را نمی‌دید و این خیلی خوب است: این یعنی پیش از دردسر جاده تر و تمیز شد.
 

به استقبالِ ایده‌های نو

موفقیتِ هر کمپین شروِعِ ایده‌های نو است. وقتی می‌توانی بازخوردها را تحلیل کنی، ذهنِ ایده‌پردازت مدام دنبالِ چیزهای جالبِ دیگری برای ذوق‌زده‌کردنِ کاربران می‌گردد.
حالِ ما این روزها و بعد از پایان کمپین فیلمبازی همچین حالی‌ست.
برای این حال خوب از بچه‌های تیم فنی و طراحی بازی، دوستان‌مان در صباویژن که به‌خوبی کمپین را پوشش دادند و هم‌فکرهای خوب‌مان در صباایده و فیلیمو حسابی ممنونیم.

یک همفکری ساده برای لذت بردن از فیلمبازی

هشتگ فیلمبازی چطور متولد شد؟

حسام مطهری

آخرین‌بار کی بازی کرده‌اید؟
گوگل را باز کنید و بی‌سلام و علیک به او بگویید: «بازی». میلیون‌ها صفحه مربوط به بازی‌های آنلاین و آفلاین پیشِ روی شماست: به دنیای شگفت‌انگیزِ بازی‌ها خوش‌آمدید! کدام را انتخاب می‌کنید؟

آدم بزرگ‌ها هم گاهی وسوسه می‌شوند هیجان را تجربه کنند یا مهارت و دانش و شانس‌شان را امتحان کنند. حالا اگر بازی را با چیزهای جذابِ دیگری تلفیق کنیم، چه بهتر. مثلاً EA Sports روی جذابیتِ فوتبال حساب باز کرده و حالا خودش یک جذابیتِ جدید حساب می‌شود.

الهام‌گرفتن از فیلم برای ساختِ اسباب‌بازی، طراحی لباس، بازی‌های کنسولی و آدمک‌ها (Action Figure) رسمِ معمولی در تجارتِ امروزِ سینماست.

همانطور که یک فیلم محصولِ کاری گروهی‌ست، محصول‌های الهام‌گرفته از سینما هم ثمرۀ همفکری یک گروه است. کمپینِ فیلمبازی هم با تکیه بر جذابیتِ سینما، می‌خواست جذابیتِ جدیدی بسازد.

پشتِ پردۀ کمپین فیلمبازی فازهای مختلفی بود: طراحی گرافیک لندینگ‌پیج، طراحی بنرهای تبلیغاتی، طراحی سؤال‌ها، برش فیلم‌ها، طراحی صفحه‌ها و تجربه‌کاربری بازی و بالأخره اسلوگان و هشتگ و متن‌ها.

ما وظیفه داشتیم نتیجۀ کارِ یک گروهِ خوب را به‌خوبی معرفی کنیم تا بازی‌کنندگانِ بیشتری سراغِ فیلمبازی بروند.

باید اسلوگان را کشف می‌کردیم. می‌توانم بگویم «خلق» یا «طراحی» می‌کردیم ولی اینجا واژۀ «کشف» شورانگیزتر است. به این سؤالات فکر کردیم:

  • مخاطب کیست؟
  • فیلیمو چه چیزی ارائه می‌کند؟
  • بازی چه جذابیتی دارد و بر چه اساسی پیش می‌رود؟
  • بازی بر چه چیزی استوار است و چطور جلو می‌رود؟ 

صرفِ نظر از سؤالات، چند فرضِ اساسی در طراحی اسلوگان وجود دارد:

  • ساده باش
  • خوش‌آوا باش
  • تداعی‌کنندۀ یک چیز ملموس باش
  • بی‌ربط نه، کاملاً مربوط باش 

با بچه‌های فیلیمو درباره‌شان گپ زدیم تا پاسخ‌‌های دقیق‌تری داشته باشیم. جواب‌ها از این قرار بودند:

  • تماشای آنلاین فیلم
  • هرکس به فیلم و تماشای فیلم علاقه‌مند است
  • اطلاعات و حافظۀ سینمایی مخاطب را محک می‌زند
  • بریده‌ای از فیلم نمایش داده می‌شود و بر اساسش یک سؤال پرسیده می‌شود

از این به بعد کارمان واردِ مرحلۀ تازه‌ای شد. فکر کردیم:

  • موضوعِ اصلی بازی فیلم است
  • مخاطبِ اصلی چطور شناخته می‌شود؟ بهشان می‌گویند فیلمباز
  • حفظِ واژۀ فیلم کمک‌مان می‌کند به فیلیمو و کارکردش وفادار بمانیم
  • بازی با فیلم می‌تواند انواع داشته باشد، پس باید حسِ تعلیق را هم حفظ کنیم 

گاهی اوقات برای خلق هشتگ، اسلوگان یا تگ‌لاین اسیر واژه‌های اضافه می‌شویم. اما فقط لازم بود ساده باشیم؛ ساده مثلِ #فیلمبازی. ما دیدِ کلی‌ای دربارۀ هشتگ داریم. با تکیه بر همان دید به #فیلمبازی رسیدیم.

اما کار تمام نشده بود. «جایزه‌ات رو لابه‌لای فیلم‌ها پیدا کن!» اسلوگانی بود که بر اساسِ همان سؤال و جواب‌ها بهشان رسیدیم؛ چیزی که گمان می‌کنیم به‌خوبی نشان می‌دهد فیلمبازی چیست و با چه چیزی روبه‌رو می‌شویم.

فکرش را بکنید چه چیزی فرایندِ انجامِ کار را لذت‌بخش‌تر می‌کند؟ اینکه نتیجۀ کار را دوست داشته باشی. ما فیلمبازی را دوست داشتیم و خودمان هم بارها شانس‌مان را امتحان کردیم. گرچه هیچکدام از جایزه‌های ویژه نصیب‌مان نشد ولی جایزۀ باحال‌تری گیر آوردیم: حسِ رضایت.

شما فیلمبازی کردید؟ امتحانش کنید.

هر برند، یک داستان

این قسمت: آدیداس

ساره موسوی

تازگی‌ها از انتشارات «سیته» کتابی می‌خواندم با عنوان «سلاطین نام‌های تجاری» نوشته‌ی «مت هیگ (Matt Haig)» و ترجمه‌ی «سنبل بهمنیار». در این کتاب به صد نام تجاری برتر و رمز و راز ساخت‌شان اشاره شده است. نام‌های تجاری ذکر شده در این کتاب، لزوما پر سودترین نام‌ها در دنیا نیستند، اما مت هیگ می‌گوید در واقع نام‌های تجاری‌ای که بیش از یک قرن پایدار مانده‌اند، حتما چیزی برای آموزش به ما در چنته دارند. 

من هم با خودم گفتم که شاید بد نباشد در چند قسمت، درباره‌ی بعضی از این نام‌های تجاری، نکات جالبی که خواندم برای شما هم بنویسم و نخواهم که فقط خودم از این اطلاعات مستفیض شوم. پس شروع کنیم.

 

آدیداس

 

همه‌ی نام‌های تجاری واقعا بزرگ، نوآور هستند و آدیداس هم از این قاعده جدا نیست. آدولف داسلر (معروف به اَدی) مغز متفکر اصلی نام تجاری آدیداس است و مردم او را به عنوان پایه‌گذار صنعت لوازم ورزشی مدرن می‌شناسند. نام آدیداس هم از حروف اول اسم و فامیل آدولف داسلر ساخته شده است. 

 

نوجوانی آدولف در دوران رکود اقتصادی پس از جنگ جهانی اول سپری شد. در همان دوران به خانواده‌اش کمک می‌کرد که با استفاده از باقی‌مانده‌ی کیف‌های ارتشی برای خود سرپایی درست کنند. ولی علاقه و اشتیاق اصلی او همیشه ورزش و به خصوص فوتبال بود. در سال ۱۹۲۰ ساخت کفش‌های ورزشی را آغاز کرد. در سال ۱۹۲۴ همراه با برادرش «رودولف» شرکتی با نام «کارخانه‌ی کفش برادران داسلر» راه‌اندازی کرد. اما در سال ۱۹۴۸ به دلیل بروز مشکلی بین دو برادر، رودولف از آدولف جدا شد و شرکت پوما را تأسیس کرد. آدولف هم نام کارخانه را به آدیداس تغییر داد. 

او علاوه بر استفاده از تجربیات شخصی‌اش، با تعداد زیادی پزشک، مربی ورزش و کارشناس ورزشی هم مشورت می‌کرد و از همان ابتدا روی «کارآیی» هر کفش برای هر ورزش به خصوص تأکید داشت. بنابراین برای انواع گوناگون ورزش مثل دو، تنیس یا فوتبال، کفش‌های متفاوتی طراحی کرد و به کمک همین کفش‌های آدیداس، کارآیی ورزشکاران حسابی پیشرفت کرد. 

 

آدولف داسلر نوآوری‌های زیادی داشت؛ مثلا جالب است بدانید که طراحی کفش‌های میخ‌دار فوتبال کار او بود. او متوجه شده بود که کفش‌های معمولی فوتبال، اگر زمین مرطوب باشد، کارآیی کافی ندارند، بنابراین تصمیم گرفت که به کفش‌ها میخ‌های مخصوصی اضافه کند که به فوتبالیست‌ها کنترل و دقت عمل بیشتری بدهد. همین کفش‌های جدید بود که تیم آلمان را در جام جهانی ۱۹۵۴ به مقام قهرمانی رساند. 

علاوه بر میخ‌های کف کفش‌های فوتبال، آدولف داسلر اولین کسی بود که برای کفش‌های مخصوص ورزش دو، آج ویژه‌ای طراحی کرد که به کمک آن دوندگان می‌توانستند برای دویدن به دور محوطه کنترل بیشتری داشته باشند. 

اختراع کفش‌های ورزشی نایلونی هم کار او بود. 

 

در سال ۱۹۴۲ به فکر دوختن سه نوار در کناره‌ی کفش‌ها افتاد؛ به طوری که هر کسی تنها با نگاه کردن به کفش بتواند تشخیص دهد که آن‌ها آدیداس هستند. با این حال تا سال ۱۹۹۶ طول کشید تا این سه خط به عنوان لوگوی شرکت آدیداس شناخته شوند. 

 

امروزه آدیداس علاوه بر این که یک نام ورزشی بسیار موفق است، در زمینه‌ی مد هم نام معتبری است. او بعد از نایکی دومین شرکت بزرگ در صنعت لوازم ورزشی است. نوآوری و توجه به کارایی تولیدات ورزشی و هم‌چنین حس رقابت‌طلبی ویژگی‌هایی هستند که کمک کرده‌اند آدیداس همیشه یکی از بهترین‌ها باشد. 

تکنولوژی AMP

امیرحسین دوزنده

سلام. من امیرحسین، عضو جدید استودیو هستم. امیدوارم از خواندن اولین مطلبی که در بلاگ‌ می‌نویسم لذت ببرید و من را هم از نظرات‌تان باخبر کنید.

 

از آنجایی که استفاده از تلفن‌های هوشمند برای وب‌گردی و مطالعه‌ی اخبار گوناگون در حال افزایش است، وب‌سایت‌ها و پایگاه‌های خبری نیاز دارند تا به صورت کامل برای تلفن‌های هوشمند بهینه شوند. به همین دلیل گوگل تکنولوژی‌ای را معرفی کرده است به اسم AMP که به برنامه‌نویس‌ها کمک می‌کند تا صفحات بهینه‌تری برای نمایش در تلفن‌های هوشمند تهیه کنند.

 

اگه بخواهیم دقیق‌تر بدانیم که این صفحات چه هستند و اصلا چه تفاوتی با نسخه‌ی معمولی وب‌سایت دارند، باید بگویم که این صفحات به صورت اختصاصی برای موبایل طراحی می‌شوند، داخل این صفحات تقریبا همه‌ی المان‌های اضافی که ممکن است روی کامپیوترهای شخصی مشاهده کنید، مثل تلبلیغات، نوارهای کناری و کلا هر بخشی که یک جورهایی اضافه باشد از صفحه حذف می‌شود. علاوه بر همه‌ی این‌ها صفحاتی که دارای نسخه‌ی AMP هستند، در نتایج گوگل به صورت مجزا با علامت (⚡️) مشخص می‌شوند تا کاربرها راحت‌تر بتوانند این صفحات را پیدا کنند. اگر بخواهید به صورت عملی هم این کار را انجام دهید، کافی است که با موبایل، کلمه‌ی "Iran" را در گوگل جستجو کنید تا بهتر متوجه شوید.

 

حالا اگر بخواهیم بدانیم که این صفحات از نظر فنی چه تفاوتی با نسخه‌ی معمولی اسناد HTML دارند، باید بگویم که برنامه‌نویس در نسخه‌ی AMP مجاز به استفاده از یک سری تگ‌های HTML نیست. همچنین تمام Styleهای مربوط به صفحه باید داخل همان سند و داخل یک تگ مشخص به اسم < style amp-custom > نوشته بشوند. برای کدهای جاوااسکریپت هم باید یک فکر دیگر بکنید، چون گوگل توصیه کرده است برای این صفحات از اسکریپت‌های سنگین استفاده نکنید. حالا حتما دارید به این فکر می‌کنید که خب این‌طوری خیلی محدودیت برای برنامه‌نویس درست می‌شود، ولی باید این را اضافه کنم که برای AMP ماژول‌هایی نوشته شده است که شما به کمک آن‌ها می‌توانید صفحات بهینه‌تری را تهیه کنید.

 

 

AMP برای چه مدل وب‌سایت‌هایی مناسب‌تر است؟ 

 

الان که دارید این مطلب را می‌خوانید، تقریبا تمام آژانس‌های خبری مطرح برای مقالات و اخباری که در سایت‌شان منتشر می‌کنند، از این تکنولوژی استفاده می‌کنند، چرا که باعث می‌شود مخاطبین وب‌سایت هرچه سریع‌تر از جزئیات خبری که مد نظرشان است مطلع بشوند. 

 

از بین وب سایت‌های ایرانی، دیجی‌کالامگ و آپارات به تازگی شروع به استفاده از این تکنولوژی کرده‌اند. البته هنوز تمام مقالاتش را شامل نمی‌شود. علاوه بر آن، وب‌سایت لیست اخبار و همچنین کلیک برای مقالات خودشان از این فناوری استفاده می‌کنند.

 

حالا اگر قصد استفاده از این تکنولوژی را روی وب‌سایت‌های خودتان دارید، کافی است یک سر به سایت AMP بزنید و نحوه‌ی کار با آن را مطالعه کنید. اگر هم جزو کسانی هستید که با برنامه‌نویسی آشنا نیستند، ولی به عنوان یک وب‌مستر می‌خواهند در سایت خودشان از آن استفاده کنند، باید بگویم که برای این تکنولوژی، برخی از CMSهای معروف مثل Wordpress اقدام به تهیه‌ی افزونه‌هایی کردند که می‌توانید از آنها استفاده کنید.

 

 

AMP  و سئو :

 

استفاده از این تکنولوژی فعلا به عنوان یک نکته‌ی مثبت یا امتیاز برای سئو‌ی وب‌سایت شما شناخته نمی‌شود. اما به نظر من تا چند سال آینده و با توجه به تعداد کاربرانی که از تلفن‌های هوشمند برای وب‌گردی استفاده می‌کنند، گوگل استفاده یا عدم استفاده از آن را به عنوان یک نکته‌ی مثبت در نمایش نتایج جستجو لحاظ خواهد کرد.

 

آیا شما هم تا‌به‌حال از تکنولوژی AMP استفاده کرده‌اید؟ در استفاده از آن با چه چالش‌هایی روبه‌رو شده‌اید؟ خوشحال می‌شویم نظرات و تجربیات‌تان را درباره‌ی آن با ما به اشتراک بگذارید. 

از انواع آیکون‌ها بیشتر بدانیم

راهنمای ساده و کوتاهی بر دسته‌بندی آیکون‌ها

مسعود گروسیان

استفاده از آیکون‌ها در طراحی Interface اپلیکیشن‌ها این روزها اینقدر طرفدار پیدا کرده است که گاه می‌بینیم همین شکل‌های کوچک دوست‌داشتنی از عوامل کلیدی موفقیت بعضی از محصولات دیجیتال می‌شوند. به نظرم آمد حالا که با این اقبال روبرو هستیم آن‌ها را از کمی نزدیک بشناسیم.

این شناخت می‌تواند کمک‌کند از یک طرف مکالمه شفاف‌تری با طراحان داشته‌باشیم و نیازمان را دقیق‌تر مطرح کنیم. از طرف دیگر اگر در فرایند طراحی Prototype بودیم و هنوز پای یک طراح حرفه‌ای به پروژه‌ باز نشده‌بود بتوانیم با چشمان بازتر و حساس‌تر آیکون‌های درست‌تری انتخاب کنیم و در نهایت ارائه بهتری داشته باشیم.


چرخی در وب زدم تا ببینم جدا از دیالوگ‌های روزانه خودمان، دیگران چطور آیکون‌ها را دسته‌بندی کرده‌اند. بهترین و بروزترین‌شان، جاستین از IconUtopia بود. خود من یکی از طرفداران پروپاقرص کارهایش هستم. حساب دریبل جاستین را ببنید. کتاب طراحی آیکون او را هم می‌توانید دانلود کنید.

خب برگردیم به دسته‌بندی آیکون‌ها:

 

آیکون اوت لاین چیست؟

 آیکون‌های Outline

همانطور که از اسم‌شان پیداست، این آیکون‌ها از خطوط outline ساخته شده‌اند. دوستان اگر به طراحی آیکون‌ها علاقه‌مند هستید، این سبک از آیکون برای شروع یادگیری بسیار مناسب است. 

اندازه، ضخامت و میزان استفاده از خطوط منحنی و تراکم آن، پارامترهای دیگری هستند که آیکون‌های اوت‌لاین را از یکدیگر جدا می‌کنند.

 

icon-filled.png (23 KB)

 آیکون‌های Filled

اگر بخواهیم کمی پا را جلوتر بگذاریم. در مرحله بعدی، آیکون‌های outline می‌توانند پذیرای رنگ‌ها در میان خطوط خود باشند و به این صورت آیکون‌های Filled به وجود می‌آیند. در اینجا می‌توان از رنگ‌های سازمانی (هویت بصری) نیز برای شخصیت‌بخشیدن به آیکون‌ها استفاده کرد.

 icon-glyph.png (11 KB)

آیکون‌های Glyph

آیکون‌های Glyph را با Filled اشتباه نگیرید (خودم قبلا اشتباه می‌کردم :| ). اینجا خبری از outline، رنگ‌های متنوع و سایه‌های وکتوری نیست. یک شکل پیوسته و تک‌رنگ.

 

آیکون فلت چیست؟

آیکون‌های Flat

مشابه با آیکون‌های Filled که نسخه‌ی پیچیده‌تر آیکون‌های Outline بودند، آیکون‌های فلت را می‌توان نوع پیشرفته‌تر یا پیچیده‌تر آیکون‌های Glyph دانست. البته احتمالا خاطرتان هست پیدایش آیکون‌های فلت با هدف ساده‌ترکردن آیکون‌های Skeuomorphic شروع شد و ربطی به Glyph‌ها نداشت.

 

آیکون hand-drawn چیست؟

آیکون‌های Hand-Drawn

خسته‌تان نمی‌کنم. واضح‌است این آیکون‌ها انگار با دست کشیده‌شده‌اند و برای طراحی آن‌ها معمولا از Brush‌های فرم‌دار Illustrator استفاده می‌شود. 

 آیکون اسکیومورفیک چیست؟

 آیکون‌های واقعی‌طور Skeuomorphic

شاید به گوش‌تان خورده باشد، اسکیومورفیسم یک سبک طراحیست که تلاش می‌کند شکل واقعی اشیا را در طراحی بگنجاند. اوج این داستان در طراحی آیکون‌ها به نسخه‌های اولیه iOS برمی‌گردند. برای مثال این لینک را ببنید.

 

در این میان، آیکون‌های Outline، Filled، Glyph و Flat در زمان نوشتن این مطلب کاربرد بیشتری دارند. این روزها، از تب آیکون‌های Flat کمی کاسته‌شده است و در عوض، آیکون‌های Filled بیشتر طرفدار پیدا کرده‌اند.


برای‌تان وب‌سایت‌ها و اپلیکیشن‌هایی پر از آیکون‌های دوست‌داشتنی آرزو می‌کنم. خوشحالمان می‌کنید اگر نکات دیگری به نظرتان رسید در توییتر با ما درمیان بگذارید و دوستان‌تان را از انتشار این مطلب باخبر سازید.

بیلبوردهایی که دل ما را بردند

این قسمت: تلیسمان

ساره موسوی

مدت زیادی است که تبلیغات محیطی در ایران هم حسابی پیشرفت کرده است و گه‌گاه با بیلبوردهای خلاقانه و توجه‌برانگیزی مواجه می‌شویم. در میان این بیلبوردهای دوست‌داشتنی، یکی از آن‌ها خیلی خیلی دل ما را برده‌ است و واقعا دوست‌ش داریم: بیلبوردهای تبلیغاتی رنو تلیسمان. 

 

فکر می‌کنم بیلبوردهای تلیسمان کاملا متفاوت هستند و یک جورهایی از کلیشه‌ها گذر کرده‌اند. داستان از این قرار است که رنو برای تبلیغ اتومبیل جدید خود، آن را در جاهایی از خود تهران، مثل میدان حسن‌آباد یا اتوبان صدر و … به نمایش گذاشته است و تصویرهای دوست‌داشتنی و بسیار زیبایی به وجود آورده است.

 

Talisman.jpg (416 KB)

 

اگر بخواهم از حسم بگویم، اولین بار که بیلبورد تلیسمان در میدان حسن آباد را دیدم، واقعا به وجد آمدم؛ آن‌قدر که برگشتم و دوباره نگاهی عمیق‌تر به آن انداختم. آن‌قدر احساس خوب و نزدیکی با این بیلبورد پیدا کردم که برایم عجیب بود و حتی کمی هم منقلب شدم. انگار این بیلبورد کنار تبلیغ اتومبیلی جدید، داشت زیبایی‌های تهران را هم به یادم می‌آورد و اصالت و خاص بودن این اتومبیل را با قدمت و اصیل بودن بنای میدان حسن‌آباد کنار هم می‌گذاشت. انگار داشت اعتماد به نفس کمی را که خیلی از ایرانی‌ها دچارش هستند، با همین تصویر از بین می‌برد و دوباره احساس باارزش بودن و خاص بودن به ما می‌داد. راستش من که اصلا اهل اتومبیل و اخبار اتومبیل‌ها و این چیزها نیستم، حسابی به تلیسمان علاقه‌مند شدم و این احساس در من به وجود آمد که اصلا این خودرو مخصوصِ مخصوصِ ما ایرانی‌ها ساخته شده است. 

 

فکر می‌کنم تمام این احساسات را مدیون محتوایی هستیم که از جنس خودمان است. عکاسی در مکان‌های ایرانی و رو‌به‌رو شدن با فضاهایی که برای‌مان آشناست و شاید بارها از آن‌ها گذر کرده باشیم واقعا کار دوست‌داشتنی‌ای است. راستش شجاعتی که در این بیلبوردها به چشم می‌خورد، خیلی ستودنی است.

 

1200-615-T-2_ig_w1200_h615.jpg (129 KB)

 

نظر شما درباره‌ی بیلبوردهای رنو تلیسمان چیست؟ خوشحال می‌شویم که بیلبوردهایی که تا به حال دوست داشته‌اید، چه ایرانی و چه غیر ایرانی به ما معرفی کنید و درباره‌شان برای‌مان بنویسید. 

اصول راهبردی کسب‌وکار

برای کسانی که رشد هدفمند برایشان اهمیت دارد

مسعود گروسیان

چند وقت پیش، یک کتاب با عنوان «راهبرد کسب‌وکار» نوشته برایان تریسی، ترجمه صالح سپهری‌فر از انتشارات دنیای اقتصاد به دستم‌رسید. به نظرم اگر آدم‌ها (مجموعه‌ای متمرکز از دانش و مهارت) را هم به چشم محصول ببنیم، مطالعه این کتاب برای همه از جمله کارشناسان، مدیران و .. می‌تواند مفید باشد.

 

در ابتدای کتاب، برایان تریسی داستان جنگ اسکندر و داریوش را تعریف می‌کند و در ادامه، از نتایج آن به ۷ اصل در راهبرد کسب‌وکار می‌رسد. به نظرم آمد خوب است چکیده این اصول را با شما در میان بگذارم و در کنارش از تجربه‌های اندک خودم هم بگویم.

 

اصل هدف

همه‌ی ما با کلمه‌ی {به نظر من} مستعمل‌شده «هدف» آشنا هستیم و احتمالا اهدافی هم برای خود داریم. اما خوب‌است تعریفش را با بیان دو ویژگی دقیق‌تر کنیم. 

 

  • هدف باید شفاف و دقیق باشد. مثلا می‌خواهم از نقطه A به B برسم.
  • مسیر دستیابی به هدف مشخص باشد. مثلا برای رسیدن از A به B، ابتدا لازم‌است لباس بپوشم، به ایستگاه مترو بروم و …

 

بدون تعارف در گپ‌های خودمانی که با دوستان و اطرافیانم دارم به وضوح می‌بینم که دلیل خیلی از غرزدن‌ها و نشدن‌ها، علی‌رغم علاقه و تلاش زیاد همین شفاف‌نبودن اهداف است. مثلا خیلی‌ها ماموریت و چشم‌انداز را با هدف اشتباه می‌گیرند.

قراربود خلاصه و چکیده بگویم. چشم :)

 

اصل تهاجم

این جمله زیبای ناپلئون: «هیچ نبردی، با دفاع پیروز نشده‌است.»

 

اصل تمرکز قوا

تمرکز قوا، یعنی چیدمان مناسب و بهینه از نیروها و امکاناتی که در اختیار داریم. برای چیدمان صحیح، اولین قدم، شناخت و آگاهی از امکانات و توان خودمان یا سازمان‌مان است. اینکه بدانیم در کجاها خوب هستیم، در کجاها به آموزش نیاز داریم و سوالاتی از این دست کمک می‌کند بفهمیم الان در کجا هستیم.
حالا وقت چیدمان توان، امکانات و نیروهاست.

 

اصل تحرک

درجه خشونت و اصلاحات جنگی این مطلب بالاست. واقعیت این‌است که بازار رقابت کسب‌وکارها هم اگر بیشتر از جنگ‌های واقعی (بی‌تعارف) خشن و بی‌رحم نباشد، کمتر نیست.

خب برگردیم به بحث. اصل تحرک در مورد چابکی و سرعت‌عمل حرف می‌زند. ارائه‌ی راه‌حل‌های تازه، خلاقیت و نوآوری کمک می‌کند بعد از تست محصول و بررسی بازار، مزیت‌ رقابتی‌مان را بهتر بفهمیم و با کمترین تعلل در موقعیت مناسب قرار بگیریم.

یادآوری: اهمیت آرایش بهینه و درست نیروها (اصل تمرکز قوا) اینجا نمایان می‌شود.

 

اصل عمل هماهنگ

نمی‌توانم در یک پاراگراف حرف‌هایم را جمع کنم. بعدا مفصل‌تر در این‌باره می‌نویسم.

به نظرم اعتقاد به اهمیت و ارزشمندبودن ماموریت، چشم‌انداز و اهداف تیم، از حداقل‌های جمع‌شدن افراد در یک تیم است. برای‌مان جالب‌است که گه‌گاه با دوستانی مصاحبه می‌کنیم که حتا به وب‌سایت‌مان سرنزده‌اند، از پروژه‌هایی که انجام می‌دهیم خبر ندارند و … . همین می‌شود که بعد از استخدام و شروع همکاری، رفتارهای غیرحرفه‌ای شروع می‌شود. پیشنهاد می‌کنم روی این‌ها حساس باشید. 

به نظرم این دقت‌ها باعث می‌شود تیمی داشته‌باشیم با روحیه همکاری بالا که به محصول و خروجی تیم اعتقاد دارد. اعضای آن رشد فردی‌شان را با رشد تیم هماهنگ می‌دانند و از چالش‌های تازه‌ استقبال می‌کنند.

و نظم. این جمله را هم از پدرم (و ایشان از دیل کارنگی) برای‌تان نقل می‌کنم: «کار منظم پاداشی چند برابر دارد.»

 

اصل غافلگیری

مشتری را به‌وجد بیاوریم. بازار را شگفت‌زده کنیم. کارهایی را که به ما می‌سپرند، Over Deliver کنیم. اینجاست که همسو با مزیت‌ رقابتی‌تان شکافی در بازار، تحیری در مخاطبانتان اتفاق می‌افتد.

کمربندها را سفت ببندید، وقت سواری‌ست.

 

اصل بهره‌گیری

۶ اصل پیش، ما را به اینجا رسانده‌اند. فرصتی در بازار پدید آمده‌است. حالا وقت درو کردن است. شاید برای‌تان این اصل بدیهی به نظر بیاید. اشتباه نکنید! مثال‌های زیادی در تاریخ کسب‌وکار وجود دارد که تعلل در همین لحظه‌ باعث از دست‌رفتن کلی برنامه، زحمت و تلاش شده‌است. 

 

دوستان عزیزم، امیدوارم این چکیده مطلب از کتاب راهبرد کسب‌وکار کمک‌کند بتوانیم هر چند وقت نگاهی از بالا به خودمان و وضعیت تیم‌مان داشته‌باشیم. خوشحالم می‌کنید اگر نظراتم را بی‌رحمانه نقد کنید و کمکم‌کنید در کنار شما بیشتر بیاموزم.

صفحه‌ی ۴۰۴، فرصتی برای خلاقیت

ساره موسوی

همه‌ی ما با خطای ۴۰۴ آشنا هستیم و حتما بارها برای‌مان پیش آمده است که با آن مواجه شده باشیم. این خطا خودش به اندازه‌ی کافی ناراحت‌کننده است، حالا اگر صفحه‌ای که این خطا را نشان می‌دهد هم زشت و دلگیر باشد، حال ما خیلی بیشتر گرفته می‌شود. 

 

اکثر طراحان توجه زیادی به صفحه‌ی ۴۰۴ نمی‌کنند و معمولا یا دست به طراحی این صفحه نمی‌زنند و یا در آخرهای لیست طراحی قرارش می‌دهند. اما واقعیت این است که این صفحه پتانسیل بسیار زیادی دارد تا خلاقیت و نوآوری طراحان سایت را به کاربران نشان دهد و تجربه‌ی تلخ ۴۰۴ را به یک تجربه‌ی جالب و متفاوت تبدیل کند.  

 

ما هم مدتی است که به صفحه‌ی ۴۰۴ اهمیت زیادی می‌دهیم و حتی مثل یک زنگ تفریح در طراحی با آن رفتار می‌کنیم. در ادامه‌ی این مطل چند‌‌تا از طراحی‌های خودمان را که خیلی دوست‌شان داریم و نمونه‌هایی خلاقانه از طراحان دیگر را به شما نشان می‌دهیم. امیدواریم از دیدن‌شان لذت ببرید.

 

  • طراحی صفحه‌ی ۴۰۴ برای وب‌سایت آپارات

ما تصویرسازی‌های لادن شاپورزاده را خیلی خیلی دوست داریم. این هم یکی از کارهای دوست‌داشتنی او است.

 

aparat – 404 Error.png (86 KB)

 

  •  طراحی صفحه‌ی ۴۰۴ برای وب‌سایت زوپ

این طراحی را حسام کرامتی انجام داد. ما قبلا همکاری لذت‌بخشی با هم داشتیم و این همکاری یک دوستی شیرین را برای‌مان رقم زد.

 

Zoop-404 Error.png (234 KB)

 

  • طراحی صفحه‌ی ۴۰۴ برای وب‌سایت اسپارد

یکی دیگر از طراحی‌های دوست‌داشتنی حسام کرامتی.

 

Spard-404.png (69 KB)

 

  • طراحی صفحه‌ی ۴۰۴ برای وب‌سایت فیلیمو

لادن شاپورزاده‌ و سایت فیلیمو و یک طراحی دوست‌داشتنی دیگر.

 

Filimo – 404.png (84 KB)

 

  • طراحی صفحه‌ی ۴۰۴ برای وب‌سایت استودیو گروسیان

این هم صفحه‌ی ۴۰۴ وب‌سایت خودمان که لادن شاپورزاده طراحی‌اش کرده است.

 

404.png (76 KB)

 

  • طراحی صفحه‌ی ۴۰۴ برای وب‌سایت پوشه

سایت پوشه و طراحی دوست‌داشتنی دیگری از لادن شاپورزاده‌.

 

404-Pooshe.png (767 KB)

 

 

 

و حالا نمونه‌هایی از طراحی‌های خیلی خیلی جالب طراحان دیگر

 

سعید طاووسی یکی از طراحان مورد علاقه‌ی ما است که همیشه کارهایش را دنبال می‌کنیم. این هم یک نمونه‌‌ طراحی صفحه‌ی ۴۰۴ از او. 

404-Saeed Tavoosi.gif (85 KB)

 

 

404_ Adheedhan Ravikumar.png (83 KB)

 

 

404-Awesomed.png (268 KB)

 

new-404-its-gone - Warren Hoare.jpg (160 KB)

 

 

404-Saltedfish Lady.gif (260 KB)

 

 

404-Zach Graham.jpg (76 KB)

 

 

date-in-a-bar-404-Ira.gif (460 KB) 

 

این طراحی‌ها را دوست داشتید؟ شما هم اگر صفحه‌های ۴۰۴ با طراحی‌های خلاقانه می‌شناسید، در توییتر با هشتگ #404Error معرفی کنید تا همه با هم از تماشای آن‌ها لذت ببریم.

ما و فیلم‌های محبوب‌مان

ساره موسوی

فیلم‌ها مثل وِرد می‌مانند، وِردهایی برای ورود به دنیاها، زندگی‌ها و تجربه‌های مختلف. من که اگر روزی یکی دوتا فیلم نبینم، روزم روز نمی‌شود. چند وقت پیش هم تصمیم گرفتم یک مطلب در مورد فیلم‌هایی بنویسم که یا در مورد برنامه‌نویس‌ها هستند یا یک جورهایی به این کار ربط دارند، اما بعد از کمی جستجو و صحبت کردن با بچه‌ها به این نتیجه رسیدم که اصلا این موضوع را ول کنم و بروم سراغ خود بچه‌های استودیو و فیلم‌های مورد علاقه‌شان. گفتیم این‌طوری، هم خود ما کمی بیشتر هم را می‌شناسیم و هم شما نسبت به ما احساس نزدیکی بیشتری پیدا می‌کنید.

بالاخره قرار شد نفری ۵ فیلم معرفی کنیم، اما راستش فیلم‌های مورد علاقه‌مان آن‌قدر زیاد بودند که دل‌مان نیامد فقط به ۵ عدد بسنده کنیم و آخرش تا ۱۰ تا فیلم هم پیش رفتیم. هرچند که فیلم‌های مورد علاقه‌مان از ۱۰ تا هم بیشتر است. 

خلاصه که این شما و این هم فیلم‌های محبوب ما:

 

مسعود

 

MasoudGarousian1.jpg (51 KB)

  • ابد و یک روز
  • فروشنده
  • پری
  • یک حبه قند
  • God Father
  • Fight Club
  • Million Dollar Baby
  •  (Black Mirror (TV Series
  • (Mr Robot (TV Series
  • (Game Of Therones - Season1 (TV Series

 

نیما

 

NimaOmrani1.jpg (42 KB)

  • سگ‌کشی
  • شهر زیبا
  • طعم گیلاس
  • خانه‌ی سبز (سریال)
  • Taxi Driver
  • Interstellar
  • Bird Man
  • (One Piece (Anime
  • The Grand Budapest Hotel
  • Copie Conforme 

 

حامد

 

HamedMousavi1.jpg (31 KB)

  • درباره الی
  • جدایی نادر از سیمین
  • هامون
  • مادر
  • باغ‌های کندلوس
  • Blue
  • No Country For Old Men
  • Annie Hall
  • The Hunt
  • Leon

 

لادن

 

LadanShapourzadeh1.jpg (65 KB)

  • Old Boy
  • Baraka
  • Amour
  • Forest Gump
  • North Country
  • Monster
  • Head In The Clouds
  • Spring Summer Fall Winter And Spring
  • Gloomy Sunday
  • (The IT Crowd - Shameless - Casual (TV Series

 

مرتضی

 

MortezaHashtroudi1.jpg (54 KB)

  • The Shawshank Redemption
  • Memento
  • Interstellar
  • Eternal Sunshine Of The Spotless Mind
  • The Prestige
  • Gloomy Sunday
  • Atonement
  • (True Detective (TV Series
  •  (Band Of Brothers (TV Series
  • (The Pacific (TV Series 

 

و بالاخره خودم

 

SarehMousavi1.jpg (25 KB)

  • هامون
  • طلسم
  • پرده‌ی آخر
  • شاید وقتی دیگر
  • Nikita
  • Full Metal Jacket
  • Stalker
  • The Eighth Day
  • (Black Mirror (TV Series
  • (My Neighbor Totoro (Animation

 

به به! خوشم آمد! همه‌ی بچه‌ها اهل فیلم‌های خوب و کار‌درست! :) 
حالا شما بگویید که سلیقه‌ی کدام یکی از ما به سلیقه‌‌تان نزدیک‌‌تر بود؟ خوش‌حال می‌شویم که شما هم فیلم‌های محبوب‌تان را به ما معرفی کنید. 

دفعه‌ی بعد از کتاب‌های محبوب‌مان برای‌تان می‌نویسیم. منتظرمان باشید.

امان از این «ه»!

ساره موسوی

دقت کرده‌اید که این روزها چه‌قدر غلط دیکته‌ای به چشم‌مان می‌خورد؟ مخصوصا در فضای مجازی! یکی از ناراحت‌کننده‌ترین‌ غلط‌ها هم استفاده از «ه» به جای «کسره» و «کسره» به جای «ه» است که روز به روز هم دارد بیشتر و بیشتر می‌شود! در این حد که حتی در برخی بیلبوردها، زیرنویس‌ها و کتاب‌های پرفروش هم که مثلا از زیر دست کلی متخصص رد شده‌اند، این اشتباه دیده می‌شود.

 

به طور مثال وقتی از «ه» به جای «کسره» استفاده می‌کنند، می‌نویسند: 

 

«دفتره مشقه من کجاست؟»

یا

«روزگاره غم‌انگیزی است.»

 

در صورتی که باید بنویسند:

 

«دفتر مشق من کجاست؟»

یا

«روزگار غم‌انگیزی است.»

 

یا وقتی از «کسره» به جای «ه» استفاده می‌کنند، می‌نویسند:

 

«ی ِ روزه خوب میاد.»

یا 

«عید ِ و عیدیش.»

 

در صورتی که باید بنویسند:

 

«یه روز خوب میاد.»

یا 

«عیده و عیدیش.»

  

 

در کل خوب است یادمان باشد که در چند جا استفاده از «ه» و «کسره» به جای هم اشتباه محض است:

 

  • وقتی می‌خواهیم صفتی را به یک چیز نسبت بدهیم، استفاده از «ه» به جای «کسره» اشتباه است. 

غلط: «زندگیه سخت»

درست: «زندگی سخت»

یا 

غلط: «مرگه آرام»

درست: «مرگ آرام»

یا

غلط: «آدمه مهربان»

درست: «آدم مهربان»

 

  • زمان نوشتن مضاف و مضافٌ‌الیه*، نباید از «ه» به جای «کسره» استفاده شود.

 غلط: «کامپیوتره من خراب است.»

درست: «کامپیوتر من خراب است.»

یا

غلط: «اکانته اینستاگرامه فلان بازیگر»

درست: «اکانت اینستاگرام فلان بازیگر»

یا

غلط: «پشته‌بومه خونه‌»

درست: «پشت‌بوم خونه»

 

  • برای اشاره به فردی یا چیزی در زبان محاوره از «ه» استفاده می‌کنند، نه «کسره».

 غلط: «پسر ِ خیلی بی‌ادب بود!»

درست: «پسره خیلی بی‌ادب بود!»

یا 

غلط: «گنجشک ِ اومد آب بخوره، افتاد تو حوضک.»

درست: «گنجشکه اومد آب بخوره، افتاد تو حوضک.»

یا 

غلط: «این در ِ باز نمی‌شه!»

درست: «این دره باز نمی‌شه!»

 

  • وقتی می‌خواهیم یک جمله‌ی محاوره بنویسیم، باید به جای فعل «است» و برای برخی افعال سوم شخص مفرد از «ه» استفاده کنیم، نه «کسره».

 غلط: «هوا چه‌قدر گرم ِ!»

درست: «هوا چه‌قدر گرمه!»

یا

غلط: «مامان تازه از راه رسید ِ.»

درست: «مامان تازه از راه رسیده.»

یا

غلط: «اون می‌دون ِ کجا بریم.»

درست: «اون می‌دونه کجا بریم.»

یا 

غلط: «عید ِ و عیدیش.»

درست: «عیده و عیدیش.»

 

  • در نوشتن کلمات اضافی مثل «به»، «که»، «یه» و… استفاده از «کسره» به جای «ه» اشتباه است. حتی نوشتن حرف «ب»، «ک»، «ی» بدون «کسره» هم به جای این کلمات اشتباه است. 

غلط: «ب ِ من چه؟!»

درست: «به من چه؟!»

یا 

غلط: «ی روز ک تونستی، بیا پیشم.»

درست: «یه روز که تونستی، بیا پیشم.»

یا

غلط: «من ک ِ نمی‌دونستم!»

درست: «من که نمی‌دونستم!»

 

حالا تازگی‌ها در بعضی‌جاها دیده می‌شود که برای بامزه‌بازی، «ه» را کلا گذاشته‌اند کنار و به‌ جای آن از «ع» استفاده می‌کنند! مثلا به جای «آره» می‌نویسند «آرع» یا به جای باشه می‌نویسند «باشع» و… .

نمی‌گوییم بامزه نباشید، اما حواس‌تان باشد که این اشتباه نوشتن‌ها می‌تواند آرام آرام ملکه‌ی ذهن‌تان بشود و آنجاهایی که نباید، کار دست‌تان بدهد. پس اگر نمی‌توانید توی ذهن‌تان وضعیت‌های مختلف را تفکیک کنید و فکر می‌کنید که ممکن است این بامزه‌نویسی‌ها غیر از فضا‌های دوستانه به بقیه‌ی جاها هم سرایت کند، به خودتان رحم کنید و درست‌نویسی را در پیش بگیرید. 

 

چند وقت پیش، در برخی برنامه‌های تلویزیونی مثل «خندوانه» به موضوع «هکسره» پرداخته شد. در توییتر هم با هشتگ هکسره کمپینی راه افتاده بود و افراد مشهور سعی می‌کردند این نکته را لابه‌لای توییت‌هاشان به دیگران گوشزد کنند. اما همان‌طور که می‌دانیم، توییتر کاربران فارسی‌زبان کمی دارد و شاید کمپین‌های توییتری خیلی تأثیرگذار نباشند. 

شما فکر می‌کنید چه کارهای دیگری کمک می‌کند که این اشتباهات، حداقل در تبلیغات و آثار ادبی به چشم نخورد؟ خوشحال می‌شویم نظرات و راه‌حل‌های شما را هم بخوانیم. 

 

* گفتیم شاید یادتان رفته باشد که مضاف و مضافٌ‌الیه دقیقا چه معنی‌ای داشت. به دو اسمی که به دنبال هم می‌آیند، به هم ربط دارند و معنی هم را کامل می‌کنند، مضاف و مضافٌ‌الیه می‌گویند.